mime

[ایالات متحده]/maɪm/
[بریتانیا]/maɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجرا بی‌صدا؛ اجرایی که در آن از حرکات به جای گفتار استفاده می‌شود
v. اجرا کردن یک اجرای بی‌صدا؛ به تصویر کشیدن با استفاده از حرکات
Word Forms
زمان گذشتهmimed
صفت یا فعل حال استمراریmiming
قسمت سوم فعلmimed
شکل سوم شخص مفردmimes
جمعmimes

عبارات و ترکیب‌ها

mime artist

هنرمند میم

mime performance

اجرای میم

mime show

نمایش میم

جملات نمونه

a mime performing in whiteface.

یک بازیگر میم در حال اجرا با گریم سفید.

he performed a brief mime of someone fencing.

او یک اجرای کوتاه میم از فردی که در حال شمشیربازی است، انجام داد.

The man mimed the slaying of an enemy.

مرد در حال میمیک کردن قتل یک دشمن بود.

he stands up and mimes throwing a spear.

او بلند می‌شود و می‌سازد که در حال پرتاب نیزر است.

In a brilliant mime, he showed how he managed to support the tray.

در یک میمیک درخشان، او نشان داد که چگونه توانست سینی را تحمل کند.

singers and musicians on television often mime to pre-recorded tape tracks.

خوانندگان و نوازندگان در تلویزیون اغلب به آهنگ‌های ضبط شده از قبل میم می‌کنند.

Contents include Mime encoding (base64, quote-printable, Uuencode) decoder procedures. 5.

محتوا شامل روش‌های رمزگشایی Mime encoding (base64, quote-printable, Uuencode). 5.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید