| شکل سوم شخص مفرد | misgoverns |
| صفت یا فعل حال استمراری | misgoverning |
| زمان گذشته | misgoverned |
| قسمت سوم فعل | misgoverned |
misgovern society
مدیریت ضعیف جامعه
misgovern resources
مدیریت ضعیف منابع
misgovern policies
مدیریت ضعیف سیاستها
misgovern economy
مدیریت ضعیف اقتصاد
misgovern affairs
مدیریت ضعیف امور
misgovern institutions
مدیریت ضعیف نهادها
misgovern regions
مدیریت ضعیف مناطق
misgovern systems
مدیریت ضعیف سیستمها
misgovern leadership
مدیریت ضعیف رهبری
misgovern projects
مدیریت ضعیف پروژهها
the government tends to misgovern when there is a lack of transparency.
دولت معمولاً زمانی که شفافیت وجود ندارد، تمایل به بد اداره کردن دارد.
many believe that misgoverning leads to widespread discontent among citizens.
بسیاری معتقدند که بد اداره کردن منجر به نارضایتی گسترده در بین شهروندان می شود.
it is crucial for leaders to avoid misgoverning to maintain public trust.
برای حفظ اعتماد عمومی، برای رهبران بسیار مهم است که از بد اداره کردن خودداری کنند.
misgoverning can result in economic downturns and social unrest.
بد اداره کردن می تواند منجر به رکود اقتصادی و ناآرامی های اجتماعی شود.
critics argue that the recent policies will misgovern the nation.
منتقدان استدلال می کنند که سیاست های اخیر کشور را بد اداره می کند.
to prevent misgoverning, the administration needs better communication strategies.
برای جلوگیری از بد اداره کردن، دولت به استراتژی های ارتباطی بهتر نیاز دارد.
communities often suffer when local officials misgovern their areas.
جامعه ها اغلب در رنج هستند زمانی که مقامات محلی مناطق خود را بد اداره می کنند.
misgoverning can diminish a country's international reputation.
بد اداره کردن می تواند شهرت بین المللی یک کشور را کاهش دهد.
voter engagement is essential to prevent misgoverning in democracy.
مشارکت رای دهندگان برای جلوگیری از بد اداره کردن در دموکراسی ضروری است.
historically, misgoverning has led to revolutions and regime changes.
در طول تاریخ، بد اداره کردن منجر به انقلاب ها و تغییرات رژیم شده است.
misgovern society
مدیریت ضعیف جامعه
misgovern resources
مدیریت ضعیف منابع
misgovern policies
مدیریت ضعیف سیاستها
misgovern economy
مدیریت ضعیف اقتصاد
misgovern affairs
مدیریت ضعیف امور
misgovern institutions
مدیریت ضعیف نهادها
misgovern regions
مدیریت ضعیف مناطق
misgovern systems
مدیریت ضعیف سیستمها
misgovern leadership
مدیریت ضعیف رهبری
misgovern projects
مدیریت ضعیف پروژهها
the government tends to misgovern when there is a lack of transparency.
دولت معمولاً زمانی که شفافیت وجود ندارد، تمایل به بد اداره کردن دارد.
many believe that misgoverning leads to widespread discontent among citizens.
بسیاری معتقدند که بد اداره کردن منجر به نارضایتی گسترده در بین شهروندان می شود.
it is crucial for leaders to avoid misgoverning to maintain public trust.
برای حفظ اعتماد عمومی، برای رهبران بسیار مهم است که از بد اداره کردن خودداری کنند.
misgoverning can result in economic downturns and social unrest.
بد اداره کردن می تواند منجر به رکود اقتصادی و ناآرامی های اجتماعی شود.
critics argue that the recent policies will misgovern the nation.
منتقدان استدلال می کنند که سیاست های اخیر کشور را بد اداره می کند.
to prevent misgoverning, the administration needs better communication strategies.
برای جلوگیری از بد اداره کردن، دولت به استراتژی های ارتباطی بهتر نیاز دارد.
communities often suffer when local officials misgovern their areas.
جامعه ها اغلب در رنج هستند زمانی که مقامات محلی مناطق خود را بد اداره می کنند.
misgoverning can diminish a country's international reputation.
بد اداره کردن می تواند شهرت بین المللی یک کشور را کاهش دهد.
voter engagement is essential to prevent misgoverning in democracy.
مشارکت رای دهندگان برای جلوگیری از بد اداره کردن در دموکراسی ضروری است.
historically, misgoverning has led to revolutions and regime changes.
در طول تاریخ، بد اداره کردن منجر به انقلاب ها و تغییرات رژیم شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید