misogynous

[ایالات متحده]/mɪˈsɒdʒɪnəs/
[بریتانیا]/mɪˈsɑːdʒɪnəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نفرت از زنان یا داشتن تعصب علیه زنان

عبارات و ترکیب‌ها

misogynous attitudes

نگاه‌های زن‌ستیزانه

misogynous comments

نظرات زن‌ستیزانه

misogynous behavior

رفتار زن‌ستیزانه

misogynous culture

فرهنگ زن‌ستیزانه

misogynous beliefs

باورهای زن‌ستیزانه

misogynous remarks

اظهارات زن‌ستیزانه

misogynous language

زبان زن‌ستیزانه

misogynous stereotypes

کلیشه‌های زن‌ستیزانه

misogynous practices

روش‌های زن‌ستیزانه

misogynous jokes

شوخی‌های زن‌ستیزانه

جملات نمونه

his misogynous comments during the meeting were unacceptable.

اظهارات زن‌ستیزانه او در طول جلسه غیرقابل قبول بود.

many believe that the misogynous culture needs to be challenged.

بسیاری معتقدند که فرهنگ زن‌ستیزانه باید به چالش کشیده شود.

she decided to leave the misogynous organization.

او تصمیم گرفت سازمان زن‌ستیزانه را ترک کند.

his misogynous behavior alienated many of his colleagues.

رفتار زن‌ستیزانه او باعث بیگانگی بسیاری از همکارانش شد.

there is a growing awareness of misogynous attitudes in society.

آگاهی فزاینده‌ای از نگرش‌های زن‌ستیزانه در جامعه وجود دارد.

the film critic was accused of having a misogynous perspective.

منتقد فیلم به داشتن دیدگاهی زن‌ستیزانه متهم شد.

misogynous jokes are often dismissed as harmless humor.

جوک‌های زن‌ستیزانه اغلب به عنوان شوخی‌های بی‌خطر نادیده گرفته می‌شوند.

she wrote an article exposing the misogynous practices in the industry.

او مقاله‌ای در مورد افشای شیوه‌های زن‌ستیزانه در صنعت نوشت.

many women have experienced misogynous remarks in their workplaces.

بسیاری از زنان تجربیات زن‌ستیزانه را در محیط کار خود داشته‌اند.

addressing misogynous beliefs is crucial for gender equality.

رسیدگی به باورهای زن‌ستیزانه برای برابری جنسیتی بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید