misshape

[ایالات متحده]/mɪʃeɪp/
[بریتانیا]/mɪʃeɪp/

ترجمه

vt. باعث شدن که در شکلی نامطلوب باشد؛ تغییر شکل دادن
n. شکل یا فرم غیرطبیعی

عبارات و ترکیب‌ها

misshape form

فرم نامنظم

misshape object

شیء نامنظم

misshape design

طراحی نامنظم

misshape figure

شکل نامنظم

misshape model

مدل نامنظم

misshape structure

ساختار نامنظم

misshape image

تصویر نامنظم

misshape pattern

الگو نامنظم

misshape outline

خاله‌نمای نامنظم

misshape profile

پروفایل نامنظم

جملات نمونه

the artist's work often misshapes traditional forms.

اثر هنرمند اغلب فرم‌های سنتی را به شکل نامناسب در می‌آورد.

improper handling can misshape the fragile sculpture.

دستکاری نامناسب می‌تواند مجسمه شکننده را به شکل نامناسب درآورد.

he tried to fix the misshaped metal piece.

او سعی کرد قطعه فلزی به شکل نامناسب را تعمیر کند.

they were concerned that the heat might misshape the plastic.

آنها نگران بودند که گرما ممکن است پلاستیک را به شکل نامناسب درآورد.

misshaped furniture can affect the overall design of the room.

وسایل به شکل نامناسب می‌توانند بر طراحی کلی اتاق تأثیر بگذارند.

the factory recalled products that were misshaped during production.

کارخانه محصولاتی را که در طول تولید به شکل نامناسب درآمده بودند، فراخواند.

she noticed the misshaped cookie after baking.

او متوجه کوکی به شکل نامناسب پس از پختن شد.

his attempt to fix the misshaped tire was unsuccessful.

تلاش او برای تعمیر لاستیک به شکل نامناسب بی‌نتیجه بود.

over time, the constant pressure can misshape the material.

با گذشت زمان، فشار مداوم می‌تواند ماده را به شکل نامناسب درآورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید