mollification

[ایالات متحده]/ˌmɒlɪfɪˈkeɪʃən/
[بریتانیا]/ˌmɑːlɪfɪˈkeɪʃən/

ترجمه

n. عمل آرام کردن یا کاهش شدت؛ فرآیند نرم کردن
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

mollification efforts

تلاش‌های تعدیل

mollification process

فرآیند تعدیل

mollification strategy

استراتژی تعدیل

mollification techniques

تکنیک‌های تعدیل

mollification measures

اقدامات تعدیل

mollification actions

کنش‌های تعدیل

mollification terms

شرایط تعدیل

mollification approach

رویکرد تعدیل

mollification request

درخواست تعدیل

mollification response

پاسخ تعدیل

جملات نمونه

his mollification of the angry crowd was impressive.

آرام کردن جمعیت خشمگین توسط او بسیار چشمگیر بود.

the manager's mollification of the employees helped improve morale.

آرام کردن کارمندان توسط مدیر به بهبود روحیه کمک کرد.

she used humor as a mollification during the tense meeting.

او از طنز به عنوان یک آرامش‌بخش در طول جلسه پرتنش استفاده کرد.

his words were a mollification for her disappointment.

کلمات او برای ناامیدی او آرامش بخش بود.

the mollification of the critics was necessary for the film's success.

آرام کردن منتقدان برای موفقیت فیلم ضروری بود.

they sought mollification after the heated argument.

آنها پس از بحث داغ به دنبال آرامش بودند.

his apology served as a mollification to her hurt feelings.

ببخشید او به عنوان یک آرامش بخش برای احساسات آسیب دیده او عمل کرد.

the diplomat's efforts at mollification were well-received.

تلاش های دیپلمات برای آرام کردن به خوبی دریافت شد.

mollification is often key in conflict resolution.

آرام کردن اغلب کلید حل اختلاف است.

she hoped for mollification after expressing her concerns.

او امیدوار بود که پس از بیان نگرانی های خود آرامش حاصل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید