mollifies

[ایالات متحده]/ˈmɒlɪfaɪz/
[بریتانیا]/ˈmɑːləˌfaɪz/

ترجمه

v. نرم یا کمتر شدید کردن; آرام کردن یا تسکین دادن

عبارات و ترکیب‌ها

mollifies tension

کاهش تنش

mollifies anger

کاهش خشم

mollifies concerns

کاهش نگرانی‌ها

mollifies fears

کاهش ترس‌ها

mollifies criticism

کاهش انتقادات

mollifies doubts

کاهش تردیدها

mollifies pain

کاهش درد

mollifies disputes

کاهش اختلافات

mollifies worries

کاهش نگرانی

mollifies emotions

کاهش احساسات

جملات نمونه

the manager mollifies the team's concerns with a clear plan.

مدیر نگرانی‌های تیم را با یک طرح واضح آرام می‌کند.

she mollifies her friend by offering a sincere apology.

او با ارائه یک عذرخواهی صمیمانه دوست خود را آرام می‌کند.

the teacher mollifies the students before the exam.

معلم قبل از امتحان دانش‌آموزان را آرام می‌کند.

the ceo mollifies investors with promising forecasts.

مدیرعامل با پیش‌بینی‌های امیدوارکننده سرمایه‌گذاران را آرام می‌کند.

he mollifies his angry neighbor with a small gift.

او با یک هدیه کوچک همسایه عصبانی خود را آرام می‌کند.

the counselor mollifies the anxious students during orientation.

مشاور دانش‌آموزان مضطرب را در طول معرفی آرام می‌کند.

the government mollifies public fears with transparent communication.

دولت با برقراری ارتباط شفاف ترس‌های عمومی را آرام می‌کند.

she mollifies the situation by staying calm and collected.

او با حفظ آرامش و خونسردی، وضعیت را آرام می‌کند.

the mediator mollifies both parties to reach an agreement.

میانجی‌گر هر دو طرف را برای رسیدن به توافق آرام می‌کند.

the warm tea mollifies her sore throat.

چای گرم گلو درد او را آرام می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید