mollifying

[ایالات متحده]/ˈmɒlɪfaɪɪŋ/
[بریتانیا]/ˈmɑːlɪfaɪɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای اثر آرامش بخش یا تسکین دهنده

عبارات و ترکیب‌ها

mollifying tone

لحن آرام‌کننده

mollifying response

پاسخ آرام‌کننده

mollifying gesture

حرکت آرام‌کننده

mollifying words

کلمات آرام‌کننده

mollifying approach

رویکرد آرام‌کننده

mollifying effect

اثر آرام‌کننده

mollifying presence

حضور آرام‌کننده

mollifying smile

لبخند آرام‌کننده

mollifying influence

تاثیر آرام‌کننده

mollifying statement

اظهار نظر آرام‌کننده

جملات نمونه

the manager used mollifying words to calm the upset employee.

مدیر از کلمات آرام‌بخش برای آرام کردن کارمند ناراضت استفاده کرد.

she tried mollifying her friend after their argument.

او سعی کرد پس از بحث‌شان دوست خود را آرام کند.

the politician gave a mollifying speech to ease public concerns.

سیاستمدار برای رفع نگرانی‌های عمومی یک سخنرانی آرام‌بخش ارائه داد.

his mollifying tone made the situation less tense.

لحن آرام‌بخش او باعث شد اوضاع کمتر تنش‌زا شود.

she offered a mollifying apology to repair their friendship.

او یک عذرخواهی آرام‌بخش برای ترمیم دوستی‌شان ارائه داد.

the teacher's mollifying approach helped the students relax.

رویکرد آرام‌بخش معلم به دانش‌آموزان کمک کرد تا آرام شوند.

he spoke in a mollifying manner to avoid further conflict.

او برای جلوگیری از درگیری بیشتر به روشی آرام‌بخش صحبت کرد.

the ceo's mollifying comments reassured the investors.

اظهارات آرام‌بخش مدیرعامل سرمایه‌گذاران را اطمینان بخشید.

she gave a mollifying smile to the angry crowd.

او با لبخندی آرام‌بخش به جمعیت عصبانی نگاه کرد.

the therapist used mollifying techniques to help the couple communicate.

درمانگر از تکنیک‌های آرام‌بخش برای کمک به زوج برای برقراری ارتباط استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید