moodinesses

[ایالات متحده]/ˈmuː.dɪ.nəs.ɪz/
[بریتانیا]/ˈmuː.dɪ.nəs.ɪz/

ترجمه

n. کیفیت ناپایداری؛ تغییرات غیرقابل پیش بینی در حالت روحی

عبارات و ترکیب‌ها

moodinesses in children

خلق و خوی کودکان

moodinesses of teens

خلق و خوی نوجوانان

moodinesses at work

خلق و خوی در محل کار

moodinesses in relationships

خلق و خوی در روابط

moodinesses during winter

خلق و خوی در طول زمستان

moodinesses of adults

خلق و خوی بزرگسالان

moodinesses in therapy

خلق و خوی در درمان

moodinesses and anxiety

خلق و خوی و اضطراب

moodinesses and stress

خلق و خوی و استرس

moodinesses of seasons

خلق و خوی فصول

جملات نمونه

her moodinesses often affect our plans.

خلق و خوی متغیر او اغلب بر برنامه‌های ما تأثیر می‌گذارد.

he struggles to manage his moodinesses at work.

او برای مدیریت خلق و خوی متغیر خود در محل کار تلاش می‌کند.

moodinesses can be a sign of stress.

خلق و خوی متغیر می‌تواند نشانه‌ای از استرس باشد.

she has learned to cope with her moodinesses.

او یاد گرفته است که با خلق و خوی متغیر خود کنار بیاید.

his moodinesses make it hard for others to understand him.

خلق و خوی متغیر او باعث می‌شود دیگران در درک او دچار مشکل شوند.

they often discuss their moodinesses openly.

آنها اغلب به طور آشکار در مورد خلق و خوی متغیر خود صحبت می‌کنند.

moodinesses can disrupt personal relationships.

خلق و خوی متغیر می‌تواند روابط شخصی را مختل کند.

recognizing moodinesses is the first step to improvement.

تشخیص خلق و خوی متغیر اولین قدم برای بهبود است.

her moodinesses often lead to misunderstandings.

خلق و خوی متغیر او اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شود.

he tries to express his moodinesses through art.

او سعی می‌کند خلق و خوی متغیر خود را از طریق هنر بیان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید