dishearten

[ایالات متحده]/dɪs'hɑːt(ə)n/
[بریتانیا]/dɪsˈhɑrtn../
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دلسرد کردن; باعث از دست دادن شجاعت یا اعتماد به نفس کسی شدن.
Word Forms
زمان گذشتهdisheartened
صفت یا فعل حال استمراریdisheartening
قسمت سوم فعلdisheartened
شکل سوم شخص مفردdisheartens

جملات نمونه

He's easily disheartened by difficulties.

او به راحتی از سختی ها ناامید می شود.

Not arrogant with victory, not dishearten with setback.

در هنگام پیروزی مغرور نباشید، در هنگام شکست ناامید نشوید.

The feeble applause disheartened us.

تشویق‌های ضعیف ما را ناامید کرد.

the farmer was disheartened by the damage to his crops.

کشاورز از خسارت به محصولاتش ناامید شد.

The bad news disheartened him.

خبرهای بد او را ناامید کرد.

Those young men are too easily disheartened by difficulties.

آن جوانان خیلی راحت از سختی ها ناامید می شوند.

lack of interest that disheartened the instructor;

عدم علاقه که باعث ناامیدی مربی شد;

This is the very best way to leverage an understanding of conative style -- to create useful, complementary strategies instead of disheartening, competitive ones.

این بهترین راه برای استفاده از درک سبک کناتیو است - ایجاد استراتژی‌های مفید و مکمل به جای استراتژی‌های ناامیدکننده و رقابتی.

نمونه‌های واقعی

It's a bit, like, disheartening if you...

اگر این اتفاق بیفتد کمی ناامید کننده است.

منبع: BBC documentary "Chinese Teachers Are Coming"

" Don't say that and dishearten me."

نگویید آن را و مرا ناامید نکنید.

منبع: Returning Home

If we are especially sensitive, it seems more than puzzling, it is disheartening.

اگر ما به طور خاص حساس باشیم، به نظر می رسد که بیشتر از یک معمای گیج کننده، ناامید کننده است.

منبع: Deep Dive into the Movie World (LSOO)

I know that sounds disheartening, but to be honest it kind of just feels refreshing.

می دانم که این ممکن است ناامید کننده به نظر برسد، اما راستش را بخواهید، کمی حس تازگی می کند.

منبع: Q&A in progress.

Shocked and disheartened by the Greedy Woman's words, the children reached for the witch's hat.

با بهت و ناامیدی از سخنان زن حریص، کودکان به سمت کلاه جادوگر رفتند.

منبع: Bedtime stories for children

I had been disheartened by the failure of my Drawing Number One and my Drawing Number Two.

من از شکست نقاشی شماره یک و نقاشی شماره دو ام ناامید شده بودم.

منبع: The Little Prince

" I was really disheartened that trade really hasn't become a dirty word and both parties" .

من واقعاً ناامید شدم که تجارت به یک کلمه بد تبدیل نشده است و هر دو حزب

منبع: VOA Standard English_Americas

Her insincerity to others had amused him, but it was disheartening when used against himself.

ناصداقتی او با دیگران او را سرگرم می کرد، اما وقتی علیه خودش استفاده می شد، ناامید کننده بود.

منبع: The places where angels dare not tread.

Valentina Mihailovna fussed about Solomin as much as she could, but her failure to arouse him disheartened her.

والنتینا میهایلوونا تا آنجا که می توانست در مورد سولامین اظهار نگرانی کرد، اما ناتوانی او در برانگیختن او باعث ناامیدی او شد.

منبع: The Virgin Land (Part 2)

And I think the SEC's action, they also said that they were disappointed and disheartened by that lawsuit.

و من فکر می کنم اقدام SEC نیز گفت که آنها از آن دادخواست ناامید و ناامید شده اند.

منبع: Financial Times Podcast

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید