motorcades

[ایالات متحده]/ˈməʊtəkeɪdz/
[بریتانیا]/ˈmoʊtərkeɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صف طولانی وسایل نقلیه، به ویژه یک رژه از خودروها که افراد مهم را حمل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

motorcades escort

همراهی کاروان‌ها

motorcades route

مسیر کاروان‌ها

motorcades security

امنیت کاروان‌ها

motorcades traffic

ترافیک کاروان‌ها

motorcades arrival

ورود کاروان‌ها

motorcades protocol

پروتکل کاروان‌ها

motorcades participants

شرکت‌کنندگان در کاروان‌ها

motorcades planning

برنامه‌ریزی کاروان‌ها

motorcades coordination

هماهنگی کاروان‌ها

motorcades management

مدیریت کاروان‌ها

جملات نمونه

the president's motorcades are always heavily secured.

همیشه کاروان‌های ریاست‌جمهوری به شدت محافظت می‌شوند.

motorcades are a common sight during political rallies.

کاروان‌ها در گردهمایی‌های سیاسی منظره‌ای رایج هستند.

we watched the motorcades pass by during the parade.

ما تماشاگر عبور کاروان‌ها در طول رژه بودیم.

motorcades often cause traffic delays in the city.

کاروان‌ها اغلب باعث تأخیر در ترافیک شهر می‌شوند.

security measures for motorcades have increased significantly.

اقدامات امنیتی برای کاروان‌ها به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

motorcades can be quite impressive with their escorts.

کاروان‌ها با اسکورت‌هایشان می‌توانند بسیار چشمگیر باشند.

during the event, several motorcades were spotted.

در طول رویداد، چندین کاروان دیده شد.

motorcades are often used for vip transportation.

کاروان‌ها اغلب برای حمل و نقل وی آی پی استفاده می‌شوند.

the city prepared for the arrival of motorcades.

شهر برای ورود کاروان‌ها آماده شد.

motorcades symbolize power and authority.

کاروان‌ها نماد قدرت و اقتدار هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید