mutes

[ایالات متحده]/mjuːts/
[بریتانیا]/mjuːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که نمی‌توانند صحبت کنند؛ دستگاه‌هایی که برای نرم کردن یا کاهش صدا استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

silence mutes

سکوت خاموش می‌کند

music mutes

موسیقی خاموش می‌کند

fear mutes

ترس خاموش می‌کند

anger mutes

خشم خاموش می‌کند

pain mutes

درد خاموش می‌کند

noise mutes

سر و صدا خاموش می‌کند

light mutes

نور خاموش می‌کند

time mutes

زمان خاموش می‌کند

life mutes

زندگی خاموش می‌کند

words mutes

کلمات خاموش می‌کنند

جملات نمونه

the new software mutes background noise during calls.

نرم‌افزار جدید، نویز پس‌زمینه را در طول تماس‌ها قطع می‌کند.

he mutes his phone during meetings to avoid distractions.

او تلفن خود را در طول جلسات برای جلوگیری از حواس‌پرتی‌ها قطع می‌کند.

she mutes the tv when the phone rings.

او تلویزیون را قطع می‌کند وقتی تلفن زنگ می‌خورد.

the teacher mutes the projector sound for a better experience.

معلم صدای پروژکتور را برای تجربه بهتر قطع می‌کند.

he always mutes his microphone when not speaking.

او همیشه میکروفن خود را قطع می‌کند وقتی صحبت نمی‌کند.

the app automatically mutes notifications during sleep mode.

برنامه به‌طور خودکار اعلان‌ها را در حالت خواب قطع می‌کند.

she mutes her emotions to avoid conflict.

او احساسات خود را قطع می‌کند تا از درگیری جلوگیری کند.

he mutes the sound of the video for a more focused study session.

او صدای ویدیو را برای یک جلسه مطالعه متمرکزتر قطع می‌کند.

the feature mutes unwanted advertisements during streaming.

این ویژگی تبلیغات ناخواسته را در هنگام پخش قطع می‌کند.

she mutes the background music while reading.

او موسیقی پس‌زمینه را در حین مطالعه قطع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید