mutilates the truth
حقیقت را از بین میبرد
mutilates the body
بدن را از بین میبرد
mutilates the mind
ذهن را از بین میبرد
mutilates the image
تصویر را از بین میبرد
mutilates the evidence
شواهد را از بین میبرد
mutilates the landscape
منظره را از بین میبرد
mutilates the history
تاریخ را از بین میبرد
mutilates the language
زبان را از بین میبرد
mutilates the fabric
بافت را از بین میبرد
mutilates the concept
مفهوم را از بین میبرد
the accident mutilates the vehicle beyond repair.
حادثه خودرو را فراتر از تعمیرات، بد صورت غیرقابل ترمیم میکند.
the war mutilates not only bodies but also minds.
جنگ نه تنها بدنها بلکه ذهنها را نیز بد صورت غیرقابل ترمیم میکند.
he mutilates his own reputation with reckless behavior.
او با رفتار بیپروا، شهرت خود را بد صورت غیرقابل ترمیم میکند.
she believes that society often mutilates art for commercial gain.
او معتقد است که جامعه اغلب هنر را برای کسب سود تجاری بد صورت غیرقابل ترمیم میکند.
the killer mutilates the victims in a gruesome manner.
قاتل قربانیان را به روشی وحشتناک و غیرقابل ترمیم میکند.
such actions mutilate the trust between friends.
این اقدامات اعتماد بین دوستان را بد صورت غیرقابل ترمیم میکند.
the harsh conditions mutilate the landscape.
شرایط سخت منظره را بد صورت غیرقابل ترمیم میکنند.
the disease mutilates the patient's limbs.
بیماری اعضای بدن بیمار را بد صورت غیرقابل ترمیم میکند.
he feels that the media mutilates the truth.
او احساس میکند که رسانهها حقیقت را بد صورت غیرقابل ترمیم میکنند.
in the story, the monster mutilates everything in its path.
در داستان، هیولا همه چیز را در مسیر خود بد صورت غیرقابل ترمیم میکند.
mutilates the truth
حقیقت را از بین میبرد
mutilates the body
بدن را از بین میبرد
mutilates the mind
ذهن را از بین میبرد
mutilates the image
تصویر را از بین میبرد
mutilates the evidence
شواهد را از بین میبرد
mutilates the landscape
منظره را از بین میبرد
mutilates the history
تاریخ را از بین میبرد
mutilates the language
زبان را از بین میبرد
mutilates the fabric
بافت را از بین میبرد
mutilates the concept
مفهوم را از بین میبرد
the accident mutilates the vehicle beyond repair.
حادثه خودرو را فراتر از تعمیرات، بد صورت غیرقابل ترمیم میکند.
the war mutilates not only bodies but also minds.
جنگ نه تنها بدنها بلکه ذهنها را نیز بد صورت غیرقابل ترمیم میکند.
he mutilates his own reputation with reckless behavior.
او با رفتار بیپروا، شهرت خود را بد صورت غیرقابل ترمیم میکند.
she believes that society often mutilates art for commercial gain.
او معتقد است که جامعه اغلب هنر را برای کسب سود تجاری بد صورت غیرقابل ترمیم میکند.
the killer mutilates the victims in a gruesome manner.
قاتل قربانیان را به روشی وحشتناک و غیرقابل ترمیم میکند.
such actions mutilate the trust between friends.
این اقدامات اعتماد بین دوستان را بد صورت غیرقابل ترمیم میکند.
the harsh conditions mutilate the landscape.
شرایط سخت منظره را بد صورت غیرقابل ترمیم میکنند.
the disease mutilates the patient's limbs.
بیماری اعضای بدن بیمار را بد صورت غیرقابل ترمیم میکند.
he feels that the media mutilates the truth.
او احساس میکند که رسانهها حقیقت را بد صورت غیرقابل ترمیم میکنند.
in the story, the monster mutilates everything in its path.
در داستان، هیولا همه چیز را در مسیر خود بد صورت غیرقابل ترمیم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید