restores

[ایالات متحده]/rɪˈstɔːz/
[بریتانیا]/rɪˈstɔrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. چیزی را به وضعیت اصلی خود بازگرداندن؛ چیزی را بازگرداندن یا پس دادن؛ چیزی را تعمیر یا درست کردن

عبارات و ترکیب‌ها

restores balance

بازگرداندن تعادل

restores health

بازگرداندن سلامتی

restores order

بازگرداندن نظم

restores trust

بازگرداندن اعتماد

restores peace

بازگرداندن صلح

restores hope

بازگرداندن امید

restores faith

بازگرداندن ایمان

restores energy

بازگرداندن انرژی

restores function

بازگرداندن عملکرد

restores harmony

بازگرداندن هماهنگی

جملات نمونه

the new software restores lost data quickly.

نرم‌افزار جدید به سرعت داده‌های از دست رفته را بازیابی می‌کند.

the artist restores old paintings with great care.

هنرمند با دقت بسیار نقاشی‌های قدیمی را ترمیم می‌کند.

this program restores your computer's performance.

این برنامه عملکرد کامپیوتر شما را بازیابی می‌کند.

the therapy restores balance to her life.

درمان تعادل را به زندگی او باز می‌گرداند.

the team restores the historical building to its former glory.

تیم ساختمان تاریخی را به شکوه سابقش باز می‌گرداند.

he restores the trust between them after the argument.

او پس از بحث اعتماد بین آنها را باز می‌گرداند.

regular exercise restores energy levels.

ورزش منظم سطح انرژی را بازیابی می‌کند.

the mechanic restores the vintage car to perfect condition.

مکانیک ماشین کلاسیک را به وضعیت کامل باز می‌گرداند.

the program restores deleted files from the recycle bin.

برنامه فایل‌های حذف شده را از سطل بازیافت بازیابی می‌کند.

the community project restores natural habitats.

پروژه جامعه زیستگاه‌های طبیعی را ترمیم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید