restores balance
بازگرداندن تعادل
restores health
بازگرداندن سلامتی
restores order
بازگرداندن نظم
restores trust
بازگرداندن اعتماد
restores peace
بازگرداندن صلح
restores hope
بازگرداندن امید
restores faith
بازگرداندن ایمان
restores energy
بازگرداندن انرژی
restores function
بازگرداندن عملکرد
restores harmony
بازگرداندن هماهنگی
the new software restores lost data quickly.
نرمافزار جدید به سرعت دادههای از دست رفته را بازیابی میکند.
the artist restores old paintings with great care.
هنرمند با دقت بسیار نقاشیهای قدیمی را ترمیم میکند.
this program restores your computer's performance.
این برنامه عملکرد کامپیوتر شما را بازیابی میکند.
the therapy restores balance to her life.
درمان تعادل را به زندگی او باز میگرداند.
the team restores the historical building to its former glory.
تیم ساختمان تاریخی را به شکوه سابقش باز میگرداند.
he restores the trust between them after the argument.
او پس از بحث اعتماد بین آنها را باز میگرداند.
regular exercise restores energy levels.
ورزش منظم سطح انرژی را بازیابی میکند.
the mechanic restores the vintage car to perfect condition.
مکانیک ماشین کلاسیک را به وضعیت کامل باز میگرداند.
the program restores deleted files from the recycle bin.
برنامه فایلهای حذف شده را از سطل بازیافت بازیابی میکند.
the community project restores natural habitats.
پروژه جامعه زیستگاههای طبیعی را ترمیم میکند.
restores balance
بازگرداندن تعادل
restores health
بازگرداندن سلامتی
restores order
بازگرداندن نظم
restores trust
بازگرداندن اعتماد
restores peace
بازگرداندن صلح
restores hope
بازگرداندن امید
restores faith
بازگرداندن ایمان
restores energy
بازگرداندن انرژی
restores function
بازگرداندن عملکرد
restores harmony
بازگرداندن هماهنگی
the new software restores lost data quickly.
نرمافزار جدید به سرعت دادههای از دست رفته را بازیابی میکند.
the artist restores old paintings with great care.
هنرمند با دقت بسیار نقاشیهای قدیمی را ترمیم میکند.
this program restores your computer's performance.
این برنامه عملکرد کامپیوتر شما را بازیابی میکند.
the therapy restores balance to her life.
درمان تعادل را به زندگی او باز میگرداند.
the team restores the historical building to its former glory.
تیم ساختمان تاریخی را به شکوه سابقش باز میگرداند.
he restores the trust between them after the argument.
او پس از بحث اعتماد بین آنها را باز میگرداند.
regular exercise restores energy levels.
ورزش منظم سطح انرژی را بازیابی میکند.
the mechanic restores the vintage car to perfect condition.
مکانیک ماشین کلاسیک را به وضعیت کامل باز میگرداند.
the program restores deleted files from the recycle bin.
برنامه فایلهای حذف شده را از سطل بازیافت بازیابی میکند.
the community project restores natural habitats.
پروژه جامعه زیستگاههای طبیعی را ترمیم میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید