mystified

[ایالات متحده]/ˈmɪstɪfaɪd/
[بریتانیا]/ˈmɪstɪfaɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را گیج یا سردرگم کردن

عبارات و ترکیب‌ها

mystified look

نگاه گیراونده

mystified expression

حالت گیراونده

mystified by

گیراونده توسط

mystified gaze

نگاه گیراونده

mystified silence

سکوت گیراونده

mystified audience

تماشاچیان گیراونده

mystified response

پاسخ گیراونده

mystified mind

ذهن گیراونده

mystified feelings

احساسات گیراونده

mystified thoughts

افکار گیراونده

جملات نمونه

she looked mystified by the sudden change in plans.

او با تغییر ناگهانی برنامه ها گیج شده بود.

the magician's tricks left the audience mystified.

ترفندهای جادوگر باعث شد مخاطبان گیج شوند.

he was mystified by the complex instructions.

او با دستورالعمل های پیچیده گیج شده بود.

many were mystified by the unexpected outcome of the game.

بسیاری از افراد با نتیجه غیرمنتظره بازی گیج شدند.

she was mystified as to why her friend had not called.

او نمی فهمید چرا دوستش زنگ نزده است.

the scientist was mystified by the strange results of the experiment.

دانشمند با نتایج عجیب آزمایش گیج شده بود.

he found himself mystified by the intricate patterns.

او خود را در برابر الگوهای پیچیده گیج شده یافت.

she felt mystified after hearing the cryptic message.

او پس از شنیدن پیام مرموز احساس گیجی کرد.

everyone was mystified by the sudden disappearance of the object.

همه با ناپدید شدن ناگهانی شیء گیج شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید