| جمع | navs |
nav bar
نوار ناوبری
nav app
برنامه ناوبری
nav system
سیستم ناوبری
navigating now
در حال ناوبری هستم
nav tool
ابزار ناوبری
nav screen
صفحه ناوبری
nav route
مسیر ناوبری
nav data
داده های ناوبری
nav mode
حالت ناوبری
nav view
نمای ناوبری
use your phone's nav to find the nearest coffee shop.
از سیستم ناوبری تلفن همراه خود برای یافتن نزدیکترین کافی شاپ استفاده کنید.
the ship's nav system alerted the captain to a potential hazard.
سیستم ناوبری کشتی به کپیتان هشدار داد که ممکن است خطری وجود داشته باشد.
check the nav app for traffic updates before you leave.
قبل از رانندگی، از اپلیکیشن ناوبری برای بهروزرسانی اطلاعات ترافیک استفاده کنید.
the nav screen showed a detour due to road construction.
صفحه ناوبری نشان داد که به دلیل ساخت و ساز در جاده، مسیری غیرمتعارف لازم است.
he expertly used the nav to guide us through the city.
او بهطور حرفهای از ناوبری برای هدایت ما از طریق شهر استفاده کرد.
the nav data indicated a change in wind direction.
دادههای ناوبری نشان داد که جهت باد تغییر کرده است.
update your car's nav software for improved accuracy.
برای دقت بیشتر، نرمافزار ناوبری خودرو خود را بهروز کنید.
the nav satellite signal was lost in the canyon.
سیگنال ماهوارهای ناوبری در وادی از دست رفت.
follow the nav instructions carefully to avoid getting lost.
دستورالعملهای ناوبری را با دقت دنبال کنید تا از گم شدن جلوگیری کنید.
the pilot relied on the aircraft's nav for safe navigation.
پیлот به ناوبری هواپیما برای ناوبری ایمنی خود اعتماد کرد.
the nav app suggested a scenic route along the coast.
اپلیکیشن ناوبری یک مسیر زیبایی را در کنار ساحل پیشنهاد داد.
ensure your nav device is charged before the long drive.
قبل از رانندگی طولانی، مطمئن شوید که دستگاه ناوبری شما شارژ شده است.
nav bar
نوار ناوبری
nav app
برنامه ناوبری
nav system
سیستم ناوبری
navigating now
در حال ناوبری هستم
nav tool
ابزار ناوبری
nav screen
صفحه ناوبری
nav route
مسیر ناوبری
nav data
داده های ناوبری
nav mode
حالت ناوبری
nav view
نمای ناوبری
use your phone's nav to find the nearest coffee shop.
از سیستم ناوبری تلفن همراه خود برای یافتن نزدیکترین کافی شاپ استفاده کنید.
the ship's nav system alerted the captain to a potential hazard.
سیستم ناوبری کشتی به کپیتان هشدار داد که ممکن است خطری وجود داشته باشد.
check the nav app for traffic updates before you leave.
قبل از رانندگی، از اپلیکیشن ناوبری برای بهروزرسانی اطلاعات ترافیک استفاده کنید.
the nav screen showed a detour due to road construction.
صفحه ناوبری نشان داد که به دلیل ساخت و ساز در جاده، مسیری غیرمتعارف لازم است.
he expertly used the nav to guide us through the city.
او بهطور حرفهای از ناوبری برای هدایت ما از طریق شهر استفاده کرد.
the nav data indicated a change in wind direction.
دادههای ناوبری نشان داد که جهت باد تغییر کرده است.
update your car's nav software for improved accuracy.
برای دقت بیشتر، نرمافزار ناوبری خودرو خود را بهروز کنید.
the nav satellite signal was lost in the canyon.
سیگنال ماهوارهای ناوبری در وادی از دست رفت.
follow the nav instructions carefully to avoid getting lost.
دستورالعملهای ناوبری را با دقت دنبال کنید تا از گم شدن جلوگیری کنید.
the pilot relied on the aircraft's nav for safe navigation.
پیлот به ناوبری هواپیما برای ناوبری ایمنی خود اعتماد کرد.
the nav app suggested a scenic route along the coast.
اپلیکیشن ناوبری یک مسیر زیبایی را در کنار ساحل پیشنهاد داد.
ensure your nav device is charged before the long drive.
قبل از رانندگی طولانی، مطمئن شوید که دستگاه ناوبری شما شارژ شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید