negativa

[ایالات متحده]/ˌnɛɡəˈtɪvə/
[بریتانیا]/ˌnɛɡəˈtɪvə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بیان کننده یا معنی انکار، پس دادن یا نقیض بودن
n. یک بیانیه، پاسخ یا موجود منفی

جملات نمونه

the doctor received the negativa regarding the patient's test results.

دکتر نتیجه منفی درباره نتایج آزمایش بیمار را دریافت کرد.

she submitted her application but received a negativa from the committee.

او درخواست خود را ارائه داد اما از کمیته نتیجه منفی دریافت کرد.

the negativa was unexpected given their previous positive discussions.

نتیجه منفی با توجه به بحث‌های مثبت قبلی آن‌ها غیرمنتظره بود.

we must respect the negativa and not pursue this matter further.

ما باید نتیجه منفی را قبول کنیم و در این مورد بیشتر پیش نرویم.

his negativa came as a disappointment to the entire team.

نتیجه منفی او برای تمامی تیم ناامید کننده بود.

the company issued a negativa regarding the merger rumors.

شرکت نتیجه منفی درباره گمانه‌زنی‌های ادغام ارائه داد.

after careful consideration, the board gave a negativa to the proposal.

پس از تفکر دقیق، هیئت مدیره به پیشنهاد نتیجه منفی داد.

the negativa was delivered in a professional and courteous manner.

نتیجه منفی به شیوه حرفه‌ای و لطف‌آمیز ارائه شد.

despite three attempts, they continued to receive negativa answers.

هر چند سه بار تلاش کردند، اما ادامه دادند نتیجه منفی دریافت کنند.

the negativa does not necessarily close all doors for future negotiations.

نتیجه منفی لزوماً تمام دریچه‌های مذاکرات آینده را بسته نمی‌کند.

we were surprised by the swift negativa from the regulatory authorities.

ما از نتیجه منفی سریع از سوی مراجع نظارتی شگفت‌زده شدیم.

the negativa left no room for further discussion or appeal.

نتیجه منفی هیچ فضا‌ای برای بحث بیشتر یا تجدید نظر باقی نگذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید