negligee

[ایالات متحده]/'neglɪʒeɪ/
[بریتانیا]/ˌnɛɡlɪ'ʒe/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لباس غیررسمی
adj. به طور ضعیف لباس پوشیده
Word Forms
جمعnegligees

جملات نمونه

A trailing lavender negligee that swore at her bright red hair.

یک لباس خواب اسطخودوس که با موهای قرمز روشن او دعوا می‌کرد.

A playsuit is an item of lingerie consisting of an all in one design where the top half, similar to a negligee, is joined to the bottom half, similar to a panty or shorts.

یک لباس بازی نوعی لباس زیر است که از یک طرح یک‌تکه تشکیل شده است که قسمت بالایی آن شبیه به لباس شب و قسمت پایینی آن شبیه به شورت یا زیرشلواری است.

She wore a sexy negligee to surprise her partner.

او یک لباس شب سکسی به تن کرد تا شریک زندگی خود را غافلگیر کند.

The silk negligee felt soft against her skin.

لباس شب ابریشمی روی پوستش نرم احساس می‌شد.

She lounged around the house in her negligee all day.

او تمام روز در لباس شبش در خانه استراحت کرد.

The negligee was made of delicate lace.

لباس شب از تور ظریف ساخته شده بود.

She bought a new negligee for her honeymoon.

او یک لباس شب جدید برای ماه عسلش خرید.

The negligee was hanging on the bedpost.

لباس شب روی سرتخت آویزان بود.

She felt elegant and sensual in her silk negligee.

او در لباس شب ابریشمی خود شیک و شهوت آلود احساس می‌کرد.

She slipped into her negligee before going to bed.

او قبل از رفتن به رختخواب، لباس شبش را پوشید.

The negligee was a gift from her partner.

لباس شب هدیه‌ای از طرف شریک زندگی‌اش بود.

She felt confident and alluring in her lace negligee.

او در لباس شب تور خود با اعتماد به نفس و جذاب احساس می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید