nestled

[ایالات متحده]/ˈnɛsəld/
[بریتانیا]/ˈnɛsəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور راحت و گرم نشسته؛ جمع شده؛ به طور راحت نزدیک‌تر حرکت کرده؛ در آغوش گرفته شده

عبارات و ترکیب‌ها

nestled in

درون جا افتاده

nestled among

در میان جا افتاده

nestled within

درون جا افتاده

nestled beside

در کنار جا افتاده

nestled below

زیر جا افتاده

nestled beneath

زیر جا افتاده

nestled under

زیر جا افتاده

nestled against

در برابر جا افتاده

nestled atop

بالای جا افتاده

nestled near

نزدیک جا افتاده

جملات نمونه

the cottage is nestled in the mountains.

کلبه در دل کوه‌ها قرار دارد.

her garden is nestled between two tall trees.

باغ او در میان دو درخت بلند قرار دارد.

the village is nestled by the river.

دهکده در کنار رودخانه قرار دارد.

the secret beach is nestled behind the cliffs.

ساحل مخفی در پشت صخره‌ها قرار دارد.

the cozy cabin is nestled in a quiet forest.

کلبه دنج در یک جنگل آرام قرار دارد.

they found a home nestled in the heart of the city.

آنها خانه‌ای را در قلب شهر یافتند.

the old church is nestled in the village square.

کلیسای قدیمی در میدان دهکده قرار دارد.

the hotel is nestled on the edge of the cliff.

هتل در لبه صخره قرار دارد.

the flowers are nestled among the rocks.

گل‌ها در میان سنگ‌ها قرار دارند.

the tiny house is nestled in a lush garden.

خانه کوچک در یک باغ سرسبز قرار دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید