newscaster

[ایالات متحده]/'nuzkæstɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مجری اخبار (در یک ایستگاه رادیویی یا تلویزیون)
Word Forms

جملات نمونه

The newscaster was in competition with ten others for the job.

گزارشگر اخبار با ده نفر دیگر برای دریافت آن شغل در رقابت بود.

The newscaster reported on the latest developments in the political situation.

گزارشگر اخبار آخرین تحولات در وضعیت سیاسی را گزارش کرد.

The newscaster delivered the breaking news with a sense of urgency.

گزارشگر اخبار با حس فوریت خبر فوری را ارائه داد.

The newscaster interviewed the celebrity about their upcoming movie.

گزارشگر اخبار با بازیگر مشهور درباره فیلم جدیدشان مصاحبه کرد.

The newscaster provided live coverage of the event as it unfolded.

گزارشگر اخبار پوشش زنده ای از رویداد در حال وقوع ارائه داد.

The newscaster's voice was calm and authoritative as he presented the evening news.

صدای گزارشگر اخبار آرام و با اقتدار بود زیرا اخبار شب را ارائه می داد.

The newscaster shared updates on the weather forecast for the week.

گزارشگر اخبار به روز رسانی در مورد پیش بینی آب و هوا برای هفته را به اشتراک گذاشت.

The newscaster signed off with a heartfelt message to the viewers at the end of the broadcast.

گزارشگر اخبار با پیامی صمیمانه برای بینندگان در پایان پخش برنامه خداحافظی کرد.

The newscaster's professionalism shone through in every segment of the news program.

حرفه ای گری گزارشگر اخبار در هر بخش از برنامه خبری به چشم می آمد.

The newscaster's expressive facial expressions added depth to the story he was reporting.

عبارات چهره ی گزارشگر اخبار که بیانگر احساسات بود، عمقی به داستانی که گزارش می کرد، افزود.

The newscaster engaged the audience by asking thought-provoking questions during the interview.

گزارشگر اخبار با پرسیدن سوالات فکر برانگیز در طول مصاحبه، مخاطبان را درگیر کرد.

نمونه‌های واقعی

I thought this newscaster had a decent point.

من فکر می‌کردم این مجری اخبار نکته‌ای مناسب داشت.

منبع: WIL Life Revelation

A newscaster has apologized to Samuel L. Jackson for confusing him with Laurence Fishburne.

یک مجری اخبار به دلیل اشتباه گرفتن او با لارنس فیشبرن، به صموئل ال. جکسون عذرخواهی کرده است.

منبع: AP Listening Collection February 2014

Problems arose about several months ago, when his wife realized he can't stop talking like a newscaster.

مشکلاتی چند ماه پیش به وجود آمد، زمانی که همسرش متوجه شد او نمی‌تواند صحبت کردن مانند یک مجری اخبار را متوقف کند.

منبع: Listening Digest

Next, a newscaster, who sounds surprisingly like Jamal, gives us the news.

سپس، یک مجری اخبار که به طرز شگفت‌انگیزی شبیه جمال است، اخبار را به ما می‌دهد.

منبع: 2010 ESLPod

The network released a statement saying the longtime newscaster was diagnosed with multiple myeloma, a cancer that affects the bone marrow.

شبکه بیانیه‌ای منتشر کرد که می‌گوید مجری اخبار با سابقه به میلوما متعدد، نوعی سرطان که بر مغز استخوان تأثیر می‌گذارد، مبتلا شده است.

منبع: AP Listening Collection February 2014

Mr. Rogers would always talk directly to the camera, sort of like a newscaster on a news program.

آقای راجرز همیشه مستقیماً با دوربین صحبت می‌کرد، تقریباً مانند یک مجری اخبار در یک برنامه خبری.

منبع: 2015 English Cafe

And I am your host, Norah McInerney, who most certainly practices her newscaster voice in her private time.

و من میزبان شما هستم، نوراه مک‌اینرنی، که مطمئناً صدای مجری اخبار خود را در اوقات فراغت تمرین می‌کند.

منبع: That's bad, thank you for your concern.

They could also be delusions of reference, where someone might think that insignificant remarks are directed at them, like a newscaster is speaking directly to them through the TV.

اینها همچنین می‌توانند توهمات ارجاع باشند، جایی که ممکن است کسی فکر کند که نظرات بی‌اهمیت به سمت او هستند، مانند این‌که یک مجری اخبار مستقیماً از طریق تلویزیون با او صحبت می‌کند.

منبع: Osmosis - Mental Psychology

A " newscaster" is someone on the television or that you hear on radio that reads the news to you – tells you what the news is.

یک " مجری اخبار" کسی است که در تلویزیون یا رادیویی وجود دارد که اخبار را برای شما می‌خواند - به شما می‌گوید اخبار چیست.

منبع: 2010 ESLPod

Today, Standard American English, also known as General American, is based on a generalized Midwestern accent, and is familiar to us from American films, radio and newscasters.

امروز، انگلیسی استاندارد آمریکایی، که به عنوان انگلیسی عمومی آمریکایی نیز شناخته می‌شود، بر اساس لهجه میانه غربی تعمیم یافته است و برای ما از طریق فیلم‌ها، رادیو و مجریان اخبار آشنا است.

منبع: Illustrated History of English (Volume 2)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید