newsprint

[ایالات متحده]/'njuːzprɪnt/
[بریتانیا]/'nuzprɪnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روزنامه کاغذ؛ مقالات چاپ شده روزنامه.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

newsprint paper

کاغذ روزنامه

جملات نمونه

Acres of newsprint have been devoted to the issue.

جریب‌هایی از کاغذهای خبری به این موضوع اختصاص داده شده است.

The newspaper is printed on newsprint.

روزنامه روی کاغذهای خبری چاپ می‌شود.

She wrapped fragile items in newsprint for protection.

او اقلام شکننده را برای محافظت، در کاغذهای خبری پیچید.

The newsprint left ink stains on my hands.

کاغذهای خبری لکه‌های جوهر روی دست‌های من گذاشت.

The newsprint is easily recyclable.

کاغذهای خبری به راحتی قابل بازیافت است.

I prefer reading newsprint over digital news.

من ترجیح می‌دهم اخبار چاپی را به اخبار دیجیتال بخوانم.

The newsprint industry has seen a decline in recent years.

صنعت کاغذهای خبری در سال‌های اخیر کاهش یافته است.

The newsprint was used to wrap gifts.

از کاغذهای خبری برای بسته‌بندی هدایا استفاده شد.

The newsprint crinkled as she folded it.

همانطور که آن را تا کرد، کاغذهای خبری چروک شد.

The newsprint was smudged with fingerprints.

کاغذهای خبری با اثر انگشتان دستمالی شده بود.

The newsprint ads were eye-catching.

تبلیغات روی کاغذهای خبری چشم‌نواز بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید