bad nightmares
شبهای کابوس آور
nightmares come
شبهای کابوس آغاز میشوند
vivid nightmares
شبهای کابوس واضح
nightmares haunt
شبهای کابوس آزار میدهند
recurring nightmares
شبهای کابوس تکراری
nightmares fade
شبهای کابوس محو میشوند
strange nightmares
شبهای کابوس عجیب
nightmares linger
شبهای کابوس باقی میمانند
nightmares strike
شبهای کابوس ضربه میزنند
scary nightmares
شبهای کابوس ترسناک
she often has nightmares about falling.
او اغلب دچار کابوسهایی درباره سقوط میشود.
his nightmares keep him awake at night.
کابوسهای او باعث میشوند شبها بیدار بماند.
nightmares can be a sign of stress.
کابوسها میتوانند نشانهای از استرس باشند.
children sometimes have nightmares after watching scary movies.
کودکان گاهی اوقات بعد از تماشای فیلمهای ترسناک دچار کابوس میشوند.
she wakes up in tears from her nightmares.
او با گریه از کابوسهایش بیدار میشود.
he tried to overcome his nightmares through therapy.
او سعی کرد کابوسهای خود را از طریق درمان غلبه کند.
nightmares can affect your sleep quality.
کابوسها میتوانند بر کیفیت خواب شما تأثیر بگذارند.
she writes down her nightmares in a journal.
او کابوسهای خود را در یک دفترچه یادداشت میکند.
some people experience recurring nightmares.
برخی از افراد کابوسهای تکراری را تجربه میکنند.
he finds comfort in talking about his nightmares.
او در صحبت کردن درباره کابوسهای خود آرامش مییابد.
bad nightmares
شبهای کابوس آور
nightmares come
شبهای کابوس آغاز میشوند
vivid nightmares
شبهای کابوس واضح
nightmares haunt
شبهای کابوس آزار میدهند
recurring nightmares
شبهای کابوس تکراری
nightmares fade
شبهای کابوس محو میشوند
strange nightmares
شبهای کابوس عجیب
nightmares linger
شبهای کابوس باقی میمانند
nightmares strike
شبهای کابوس ضربه میزنند
scary nightmares
شبهای کابوس ترسناک
she often has nightmares about falling.
او اغلب دچار کابوسهایی درباره سقوط میشود.
his nightmares keep him awake at night.
کابوسهای او باعث میشوند شبها بیدار بماند.
nightmares can be a sign of stress.
کابوسها میتوانند نشانهای از استرس باشند.
children sometimes have nightmares after watching scary movies.
کودکان گاهی اوقات بعد از تماشای فیلمهای ترسناک دچار کابوس میشوند.
she wakes up in tears from her nightmares.
او با گریه از کابوسهایش بیدار میشود.
he tried to overcome his nightmares through therapy.
او سعی کرد کابوسهای خود را از طریق درمان غلبه کند.
nightmares can affect your sleep quality.
کابوسها میتوانند بر کیفیت خواب شما تأثیر بگذارند.
she writes down her nightmares in a journal.
او کابوسهای خود را در یک دفترچه یادداشت میکند.
some people experience recurring nightmares.
برخی از افراد کابوسهای تکراری را تجربه میکنند.
he finds comfort in talking about his nightmares.
او در صحبت کردن درباره کابوسهای خود آرامش مییابد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید