nightmares

[ایالات متحده]/ˈnaɪtmeəz/
[بریتانیا]/ˈnaɪtˌmɛrz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خواب‌های بدی که ترس ایجاد می‌کنند؛ موقعیت‌ها یا ترس‌های ترسناک که فرار از آن‌ها سخت است

عبارات و ترکیب‌ها

bad nightmares

شب‌های کابوس آور

nightmares come

شب‌های کابوس آغاز می‌شوند

vivid nightmares

شب‌های کابوس واضح

nightmares haunt

شب‌های کابوس آزار می‌دهند

recurring nightmares

شب‌های کابوس تکراری

nightmares fade

شب‌های کابوس محو می‌شوند

strange nightmares

شب‌های کابوس عجیب

nightmares linger

شب‌های کابوس باقی می‌مانند

nightmares strike

شب‌های کابوس ضربه می‌زنند

scary nightmares

شب‌های کابوس ترسناک

جملات نمونه

she often has nightmares about falling.

او اغلب دچار کابوس‌هایی درباره سقوط می‌شود.

his nightmares keep him awake at night.

کابوس‌های او باعث می‌شوند شب‌ها بیدار بماند.

nightmares can be a sign of stress.

کابوس‌ها می‌توانند نشانه‌ای از استرس باشند.

children sometimes have nightmares after watching scary movies.

کودکان گاهی اوقات بعد از تماشای فیلم‌های ترسناک دچار کابوس می‌شوند.

she wakes up in tears from her nightmares.

او با گریه از کابوس‌هایش بیدار می‌شود.

he tried to overcome his nightmares through therapy.

او سعی کرد کابوس‌های خود را از طریق درمان غلبه کند.

nightmares can affect your sleep quality.

کابوس‌ها می‌توانند بر کیفیت خواب شما تأثیر بگذارند.

she writes down her nightmares in a journal.

او کابوس‌های خود را در یک دفترچه یادداشت می‌کند.

some people experience recurring nightmares.

برخی از افراد کابوس‌های تکراری را تجربه می‌کنند.

he finds comfort in talking about his nightmares.

او در صحبت کردن درباره کابوس‌های خود آرامش می‌یابد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید