non-doers

[ایالات متحده]/[ˈnɒn ˈduːəz]/
[بریتانیا]/[ˈnɑːn ˈduːərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که از انجام اقدام یا پذیرفتن مسئولیت پرهیز می‌کنند؛ افرادی که همیشه در انجام وظایف یا پایبندی به تعهدات فشل می‌خورند؛ افرادی کند یا فعالیت ناکرده.

عبارات و ترکیب‌ها

non-doers abound

افراد غیبت‌کننده زیادی وجود دارند

avoiding non-doers

پرهیز از افراد غیبت‌کننده

became non-doers

به افراد غیبت‌کننده تبدیل شدند

identify non-doers

شناسایی افراد غیبت‌کننده

group of non-doers

گروهی از افراد غیبت‌کننده

dealing with non-doers

برخورد با افراد غیبت‌کننده

are non-doers

افراد غیبت‌کننده هستند

chronic non-doers

افراد غیبت‌کننده مزمن

جملات نمونه

the project failed because of a group of non-doers who lacked initiative.

پروژه به دلیل گروهی از افراد غیبت‌کننده که از اولویت‌پذیری نداشتند، ناکام ماند.

we need to identify and remove non-doers from the team to improve productivity.

ما نیاز داریم تا افراد غیبت‌کننده را شناسایی و از تیم حذف کنیم تا بهبود بهره‌وری را داشته باشیم.

the manager confronted the non-doers about their lack of contribution to the sales targets.

مدیر با افراد غیبت‌کننده در مورد عدم مشارکت آن‌ها در دستیابی به اهداف فروش مواجه شد.

it's frustrating to work with non-doers who constantly make excuses for their inaction.

کار کردن با افراد غیبت‌کننده که به طور مداوم عذر می‌دهند، خسته‌کننده است.

the company implemented a performance review system to weed out non-doers.

شرکت یک سیستم بازبینی عملکرد را اجرا کرد تا افراد غیبت‌کننده را حذف کند.

we can't afford to have non-doers holding back the progress of the entire department.

ما نمی‌توانیم تحمل کنیم افراد غیبت‌کننده پیشرفت کلیه بخش را کند کنند.

the team leader tried to motivate the non-doers, but their attitude remained unchanged.

رییس تیم سعی کرد افراد غیبت‌کننده را تشویق کند، اما نگرش آن‌ها تغییر نکرد.

the survey revealed a significant number of non-doers within the organization.

پرسش‌نامه نشان داد که تعداد قابل توجهی از افراد غیبت‌کننده در سازمان وجود دارد.

we need to create a culture that doesn't tolerate non-doers and rewards proactive employees.

ما نیاز داریم فرهنگی ایجاد کنیم که افراد غیبت‌کننده را تحمل نکند و کارکنان فعال را پاداش دهد.

the consultant suggested addressing the root causes of non-doer behavior within the company.

مجری پیشنهاد داد تا علل اصلی رفتار افراد غیبت‌کننده درون شرکت را بررسی کنیم.

the ceo warned against promoting non-doers to leadership positions.

سر مدیرعامل هشدار داد که افراد غیبت‌کننده را به مقامات رهبری تشویق نکنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید