non-doers abound
افراد غیبتکننده زیادی وجود دارند
avoiding non-doers
پرهیز از افراد غیبتکننده
became non-doers
به افراد غیبتکننده تبدیل شدند
identify non-doers
شناسایی افراد غیبتکننده
group of non-doers
گروهی از افراد غیبتکننده
dealing with non-doers
برخورد با افراد غیبتکننده
are non-doers
افراد غیبتکننده هستند
chronic non-doers
افراد غیبتکننده مزمن
the project failed because of a group of non-doers who lacked initiative.
پروژه به دلیل گروهی از افراد غیبتکننده که از اولویتپذیری نداشتند، ناکام ماند.
we need to identify and remove non-doers from the team to improve productivity.
ما نیاز داریم تا افراد غیبتکننده را شناسایی و از تیم حذف کنیم تا بهبود بهرهوری را داشته باشیم.
the manager confronted the non-doers about their lack of contribution to the sales targets.
مدیر با افراد غیبتکننده در مورد عدم مشارکت آنها در دستیابی به اهداف فروش مواجه شد.
it's frustrating to work with non-doers who constantly make excuses for their inaction.
کار کردن با افراد غیبتکننده که به طور مداوم عذر میدهند، خستهکننده است.
the company implemented a performance review system to weed out non-doers.
شرکت یک سیستم بازبینی عملکرد را اجرا کرد تا افراد غیبتکننده را حذف کند.
we can't afford to have non-doers holding back the progress of the entire department.
ما نمیتوانیم تحمل کنیم افراد غیبتکننده پیشرفت کلیه بخش را کند کنند.
the team leader tried to motivate the non-doers, but their attitude remained unchanged.
رییس تیم سعی کرد افراد غیبتکننده را تشویق کند، اما نگرش آنها تغییر نکرد.
the survey revealed a significant number of non-doers within the organization.
پرسشنامه نشان داد که تعداد قابل توجهی از افراد غیبتکننده در سازمان وجود دارد.
we need to create a culture that doesn't tolerate non-doers and rewards proactive employees.
ما نیاز داریم فرهنگی ایجاد کنیم که افراد غیبتکننده را تحمل نکند و کارکنان فعال را پاداش دهد.
the consultant suggested addressing the root causes of non-doer behavior within the company.
مجری پیشنهاد داد تا علل اصلی رفتار افراد غیبتکننده درون شرکت را بررسی کنیم.
the ceo warned against promoting non-doers to leadership positions.
سر مدیرعامل هشدار داد که افراد غیبتکننده را به مقامات رهبری تشویق نکنیم.
non-doers abound
افراد غیبتکننده زیادی وجود دارند
avoiding non-doers
پرهیز از افراد غیبتکننده
became non-doers
به افراد غیبتکننده تبدیل شدند
identify non-doers
شناسایی افراد غیبتکننده
group of non-doers
گروهی از افراد غیبتکننده
dealing with non-doers
برخورد با افراد غیبتکننده
are non-doers
افراد غیبتکننده هستند
chronic non-doers
افراد غیبتکننده مزمن
the project failed because of a group of non-doers who lacked initiative.
پروژه به دلیل گروهی از افراد غیبتکننده که از اولویتپذیری نداشتند، ناکام ماند.
we need to identify and remove non-doers from the team to improve productivity.
ما نیاز داریم تا افراد غیبتکننده را شناسایی و از تیم حذف کنیم تا بهبود بهرهوری را داشته باشیم.
the manager confronted the non-doers about their lack of contribution to the sales targets.
مدیر با افراد غیبتکننده در مورد عدم مشارکت آنها در دستیابی به اهداف فروش مواجه شد.
it's frustrating to work with non-doers who constantly make excuses for their inaction.
کار کردن با افراد غیبتکننده که به طور مداوم عذر میدهند، خستهکننده است.
the company implemented a performance review system to weed out non-doers.
شرکت یک سیستم بازبینی عملکرد را اجرا کرد تا افراد غیبتکننده را حذف کند.
we can't afford to have non-doers holding back the progress of the entire department.
ما نمیتوانیم تحمل کنیم افراد غیبتکننده پیشرفت کلیه بخش را کند کنند.
the team leader tried to motivate the non-doers, but their attitude remained unchanged.
رییس تیم سعی کرد افراد غیبتکننده را تشویق کند، اما نگرش آنها تغییر نکرد.
the survey revealed a significant number of non-doers within the organization.
پرسشنامه نشان داد که تعداد قابل توجهی از افراد غیبتکننده در سازمان وجود دارد.
we need to create a culture that doesn't tolerate non-doers and rewards proactive employees.
ما نیاز داریم فرهنگی ایجاد کنیم که افراد غیبتکننده را تحمل نکند و کارکنان فعال را پاداش دهد.
the consultant suggested addressing the root causes of non-doer behavior within the company.
مجری پیشنهاد داد تا علل اصلی رفتار افراد غیبتکننده درون شرکت را بررسی کنیم.
the ceo warned against promoting non-doers to leadership positions.
سر مدیرعامل هشدار داد که افراد غیبتکننده را به مقامات رهبری تشویق نکنیم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید