non-earner

[ایالات متحده]/[ˈnɒn ˈɜːnər]/
[بریتانیا]/[ˈnɒn ˈɜːrnər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که درآمدی نمی‌برد؛ کسی که مالی به آن مشارکت نمی‌کند؛ فردی که بی‌کار است یا فعالانه به دنبال کار نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

non-earner status

وضعیت غیر درآمده

be a non-earner

غیر درآمده بودن

non-earner household

خانوار غیر درآمده

non-earner population

جمعیت غیر درآمده

identifying non-earners

شناسایی غیر درآمدها

former non-earner

فرد غیر درآمده سابق

non-earner group

گروه غیر درآمدها

chronic non-earner

غیر درآمده مزمن

non-earner profile

پروفایل غیر درآمده

potential non-earner

فرد غیر درآمده پتانسیل دار

جملات نمونه

the non-earner status of the individual raised concerns about their ability to contribute financially.

وضعیت فرد به عنوان غیر کسب‌کننده نگرانی‌هایی در مورد توانایی او برای کمک مالی ایجاد کرد.

many non-earners rely on family support or government assistance to meet their basic needs.

بسیاری از غیر کسب‌کننده‌ها به حمایت خانواده یا کمک دولتی برای تأمین نیازهای پایه خود وابسته‌اند.

the study examined the challenges faced by non-earners in a competitive job market.

این مطالعه چالش‌هایی که غیر کسب‌کننده‌ها در بازار کار رقابتی می‌کشند را بررسی کرد.

a significant portion of the population are non-earners due to retirement or disability.

بخش قابل توجهی از جمعیت به دلیل بازنشستگی یا ناتوانی غیر کسب‌کننده‌اند.

the program aims to provide training and resources for non-earners seeking employment.

این برنامه به منظور ارائه آموزش و منابع برای غیر کسب‌کننده‌هایی که به کار می‌خواهند طراحی شده است.

the non-earner's financial situation was precarious, requiring careful budgeting.

وضعیت مالی غیر کسب‌کننده ناپایدار بود و نیاز به بودجه‌بندی دقیق داشت.

supporting non-earners is crucial for ensuring social stability and reducing poverty.

حمایت از غیر کسب‌کننده‌ها برای ایجاد پایداری اجتماعی و کاهش فقر ضروری است.

the government implemented policies to assist non-earners with housing and healthcare costs.

دولت سیاست‌هایی را اجرا کرد تا به غیر کسب‌کننده‌ها در پرداخت هزینه‌های مسکن و مراقبت بهداشتی کمک کند.

the non-earner actively volunteered to contribute their time and skills to the community.

غیر کسب‌کننده به طور فعال داوطلب شد تا زمان و مهارت‌های خود را به جامعه کمک کند.

despite being a non-earner, she possessed valuable life experience and wisdom.

اگرچه او غیر کسب‌کننده بود، اما تجربه و حکمت گران‌بهایی داشت.

the system often disadvantages non-earners who lack traditional income streams.

این سیستم اغلب غیر کسب‌کننده‌هایی که دارای جریان درآمد سنتی نیستند را معذور می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید