non-linguistic

[ایالات متحده]/[nɒn ˈlɪŋɡwɪstɪk]/
[بریتانیا]/[nɒn ˈlɪŋɡwɪstɪk]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناگروه زبانی؛ غیر زبانی؛ که زبان را شامل نمی‌شود یا از آن استثنا می‌کند.

عبارات و ترکیب‌ها

non-linguistic data

داده‌های غیر زبانی

non-linguistic factors

عوامل غیر زبانی

non-linguistic context

پیش‌زمینه‌ی غیر زبانی

non-linguistic analysis

تحلیل غیر زبانی

non-linguistic cues

راهنمایی‌های غیر زبانی

being non-linguistic

بودن غیر زبانی

non-linguistic communication

ارتباط غیر زبانی

non-linguistic signals

سیگنال‌های غیر زبانی

non-linguistic aspects

جنبه‌های غیر زبانی

purely non-linguistic

کاملاً غیر زبانی

جملات نمونه

the company sought non-linguistic data to understand customer behavior.

شرکت سعی کرد داده‌های غیرزبانی را برای درک رفتار مشتریان جمع‌آوری کند.

non-linguistic cues, like body language, often reveal true feelings.

الهامات غیرزبانی، مانند زبان بدن، اغلب احساسات واقعی را آشکار می‌کنند.

analyzing non-linguistic factors is crucial for effective marketing campaigns.

تحلیل عوامل غیرزبانی برای کمپین‌های بازاریابی مؤثر ضروری است.

the study focused on non-linguistic communication between infants and caregivers.

این مطالعه بر ارتباط غیرزبانی بین نوزادان و مراقبان آنان متمرکز بود.

we used non-linguistic methods to assess the patient's emotional state.

ما از روش‌های غیرزبانی برای ارزیابی حالت احساسی بیمار استفاده کردیم.

non-linguistic signals can be powerful tools in negotiation settings.

سیگنال‌های غیرزبانی می‌توانند ابزارهای قدرتمندی در موقعیت‌های مذاکره باشند.

the researcher examined non-linguistic aspects of musical performance.

پژوهشگر جنبه‌های غیرزبانی اجرای موسیقی را بررسی کرد.

understanding non-linguistic communication is vital in cross-cultural interactions.

درک ارتباط غیرزبانی در تعاملات فرهنگی چندگانه حیاتی است.

the presentation included compelling non-linguistic visual aids.

این ارائه ابزارهای بصری غیرزبانی مقنن را شامل می‌شد.

the therapist observed the child's non-linguistic responses to different stimuli.

درمانگر پاسخ‌های غیرزبانی کودک به محرک‌های مختلف را مشاهده کرد.

the investigation considered non-linguistic evidence at the crime scene.

تحقیقات به شواهد غیرزبانی در محل جرم توجه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید