non-living

[ایالات متحده]/[nɒn ˈlɪvɪŋ]/
[بریتانیا]/[nɒn ˈlɪvɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. نا活؛ بدون زندگی؛ غیرجاندار؛ توانایی حرکت یا رشد خود نداشتن.
n. چیزی که زنده نیست.

عبارات و ترکیب‌ها

non-living matter

ماده غیرزنده

non-living things

چیزهای غیرزنده

non-living tissue

بافت غیرزنده

non-living cells

سلول‌های غیرزنده

non-living components

اجزای غیرزنده

being non-living

بودن غیرزنده

non-living environment

محیط غیرزنده

non-living world

جهان غیرزنده

non-living material

مواد غیرزنده

non-living substance

ماده غیرزنده

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید