non-skater zone
منطقه غیر اسکیت
a non-skater
یک غیر اسکیت
being a non-skater
بودن یک غیر اسکیت
non-skaters only
فقط غیر اسکیتها
was a non-skater
یک غیر اسکیت بود
non-skater status
وضعیت غیر اسکیت
identify non-skaters
شناسایی غیر اسکیتها
like a non-skater
مثل یک غیر اسکیت
treating a non-skater
درمان یک غیر اسکیت
non-skater experience
تجربه غیر اسکیت
even a complete non-skater can appreciate the skill involved.
حتی یک غیر اسکیتباز کامل میتواند مهارتهای لازم را ارزیابی کند.
the non-skater watched the competition with genuine interest.
غیر اسکیتباز با علاقه واقعی به مسابقه نگاه کرد.
as a non-skater, i found the sport fascinating to observe.
به عنوان یک غیر اسکیتباز، من این ورزش را جالب برای مشاهده یافتم.
he was a dedicated non-skater, preferring hiking instead.
او یک غیر اسکیتباز وفادار بود که به جای آن، از تفریغ در طبیعت بیشتر علاقه داشت.
the non-skater brought snacks for everyone to enjoy after the event.
غیر اسکیتباز نوشیدنیهایی را برای همه آماده کرد تا پس از رویداد لذت ببرند.
despite being a non-skater, she volunteered to help with registration.
چنانچه یک غیر اسکیتباز بود، او پیشنهاد داد که به ثبت نام کمک کند.
the non-skater offered encouraging words to the young skaters.
غیر اسکیتباز کلمات انگیزشی به اسکیتبازان جوان گفت.
being a non-skater didn't stop her from cheering on the team.
بودن یک غیر اسکیتباز او را از تشویق تیم جلوگیری نکرد.
the non-skater carefully documented the competition with a camera.
غیر اسکیتباز با دقت مسابقه را با دوربین ثبت کرد.
as a non-skater, i'm impressed by their dedication and training.
به عنوان یک غیر اسکیتباز، من از تعهد و تمرینات آنها متعجب شدم.
the non-skater provided valuable feedback on the event's organization.
غیر اسکیتباز بازخورد ارزشمندی در مورد سازماندهی رویداد ارائه کرد.
non-skater zone
منطقه غیر اسکیت
a non-skater
یک غیر اسکیت
being a non-skater
بودن یک غیر اسکیت
non-skaters only
فقط غیر اسکیتها
was a non-skater
یک غیر اسکیت بود
non-skater status
وضعیت غیر اسکیت
identify non-skaters
شناسایی غیر اسکیتها
like a non-skater
مثل یک غیر اسکیت
treating a non-skater
درمان یک غیر اسکیت
non-skater experience
تجربه غیر اسکیت
even a complete non-skater can appreciate the skill involved.
حتی یک غیر اسکیتباز کامل میتواند مهارتهای لازم را ارزیابی کند.
the non-skater watched the competition with genuine interest.
غیر اسکیتباز با علاقه واقعی به مسابقه نگاه کرد.
as a non-skater, i found the sport fascinating to observe.
به عنوان یک غیر اسکیتباز، من این ورزش را جالب برای مشاهده یافتم.
he was a dedicated non-skater, preferring hiking instead.
او یک غیر اسکیتباز وفادار بود که به جای آن، از تفریغ در طبیعت بیشتر علاقه داشت.
the non-skater brought snacks for everyone to enjoy after the event.
غیر اسکیتباز نوشیدنیهایی را برای همه آماده کرد تا پس از رویداد لذت ببرند.
despite being a non-skater, she volunteered to help with registration.
چنانچه یک غیر اسکیتباز بود، او پیشنهاد داد که به ثبت نام کمک کند.
the non-skater offered encouraging words to the young skaters.
غیر اسکیتباز کلمات انگیزشی به اسکیتبازان جوان گفت.
being a non-skater didn't stop her from cheering on the team.
بودن یک غیر اسکیتباز او را از تشویق تیم جلوگیری نکرد.
the non-skater carefully documented the competition with a camera.
غیر اسکیتباز با دقت مسابقه را با دوربین ثبت کرد.
as a non-skater, i'm impressed by their dedication and training.
به عنوان یک غیر اسکیتباز، من از تعهد و تمرینات آنها متعجب شدم.
the non-skater provided valuable feedback on the event's organization.
غیر اسکیتباز بازخورد ارزشمندی در مورد سازماندهی رویداد ارائه کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید