non-viability

[ایالات متحده]/[ˌnɒnˌvaɪəˈbɪləti]/
[بریتانیا]/[ˌnɒnˌvaɪəˈbɪləti]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کیفیت یا حالت عدم امکان پایداری؛ ناتوانی در بقا یا موفقیت؛ حالت نامناسب یا عدم توانایی در انجام یک هدف؛ در مفاهیم پزشکی، حالت ناتوانی در حفظ زندگی.

عبارات و ترکیب‌ها

non-viability risk

خطر عدم امکان پذیری

assessing non-viability

ارزیابی عدم امکان پذیری

due to non-viability

به دلیل عدم امکان پذیری

demonstrating non-viability

نشان دادن عدم امکان پذیری

potential non-viability

امکان عدم امکان پذیری

high non-viability

عدم امکان پذیری بالا

avoiding non-viability

جلوگیری از عدم امکان پذیری

showing non-viability

نمایش عدم امکان پذیری

impact of non-viability

تأثیر عدم امکان پذیری

جملات نمونه

the project's non-viability led to its cancellation after six months.

نامطلوب بودن پروژه منجر به لغو آن پس از شش ماه شد.

due to the non-viability of the business model, funding was withdrawn.

به دلیل نامطلوب بودن مدل کسب و کار، تامین مالی لغو شد.

initial testing revealed the non-viability of the new drug candidate.

آزمایش‌های اولیه نامطلوب بودن نمونه داروی جدید را نشان داد.

the non-viability of the plan was clear to everyone involved.

نامطلوب بودن این برنامه برای همه افراد مشارکت‌کننده واضح بود.

we assessed the non-viability of the long-term strategy and adjusted our approach.

ما نامطلوب بودن استراتژی بلند مدت را ارزیابی کردیم و رویکرد خود را تعدیل کردیم.

the non-viability of the proposed merger raised serious concerns among investors.

نامطلوب بودن ادغام پیشنهادی نگرانی جدی را در میان سرمایه‌گذاران ایجاد کرد.

despite initial enthusiasm, the non-viability of the concept became apparent.

هرچند در ابتدا اشتیاقی وجود داشت، نامطلوب بودن مفهوم به وضوح مشخص شد.

the committee concluded that the proposal suffered from fundamental non-viability.

کمیته به این نتیجه رسید که پیشنهاد از نظر بنیادی نامطلوب بود.

the non-viability of the system was a major factor in the decision to redesign it.

نامطلوب بودن سیستم یکی از عوامل اصلی در تصمیم به باز طراحی آن بود.

after extensive research, the team confirmed the non-viability of the initial hypothesis.

پس از تحقیقات گسترده، تیم نامطلوب بودن فرضیه اولیه را تأیید کرد.

the non-viability of the startup was attributed to poor market research.

نامطلوب بودن شرکت نوپا به تحقیقات بازار ضعیف نسبت داده شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید