nonmarketability

[ایالات متحده]/ˌnɒnˌmɑːkɪtəˈbɪlɪti/
[بریتانیا]/ˌnɑːnˌmɑːrkɪtəˈbɪlɪti/

ترجمه

n. کیفیت یا حالت عدم قابل فروش بودن؛ عدم توانایی در بازار فروش، به فروش رساندن یا تبادل شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

product nonmarketability

عدم قابلیت بازاریابی محصول

asset nonmarketability

عدم قابلیت بازاریابی دارایی

extreme nonmarketability

عدم قابلیت بازاریابی شدید

addressing nonmarketability

مقابله با عدم قابلیت بازاریابی

due to nonmarketability

به دلیل عدم قابلیت بازاریابی

nonmarketability concern

نگرانی در مورد عدم قابلیت بازاریابی

جملات نمونه

the nonmarketability of this unique product has become a significant concern for investors.

بی‌فروشی این محصول منحصر به فرد به یک نگرانی قابل توجه برای سرمایه گذاران تبدیل شده است.

companies must address the nonmarketability issue before launching new securities.

شرکت‌ها باید قبل از انتشار اوراق بهادار جدید، مسئله بی‌فروشی را بررسی کنند.

the nonmarketability premium reflects the additional return required for holding illiquid assets.

پремیوم بی‌فروشی بازده اضافی مورد نیاز برای نگه داشتن دارایی‌های نقدشوندگی پایین را منعکس می‌کند.

due to the nonmarketability of these assets, the valuation process becomes extremely complex.

به دلیل بی‌فروشی این دارایی‌ها، فرآیند ارزیابی به دشواری بسیاری می‌رسد.

the nonmarketability factor significantly impacts the overall investment strategy.

عامل بی‌فروشی به طور قابل توجهی استراتژی سرمایه گذاری کلی را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

investors are increasingly worried about the nonmarketability of certain emerging market bonds.

سرمایه گذاران به طور فزاینده‌ای نگران بی‌فروشی اوراق بهادار بازارهای نوظهور خاصی هستند.

the nonmarketability risk can be mitigated through proper diversification strategies.

ریسک بی‌فروشی می‌تواند از طریق استراتژی‌های پراکنش مناسب کاهش یابد.

regulatory changes aim to reduce the nonmarketability barrier for private placements.

تغییرات قانونی به منظور کاهش موانع بی‌فروشی برای اوراق بهادار خصوصی انجام می‌شود.

the growing nonmarketability problem has forced many firms to restructure their portfolios.

مشکل افزایش یافته بی‌فروشی باعث تغییر ساختار بسیاری از شرکت‌ها شده است.

analysts attribute the nonmarketability concern to the current economic uncertainty.

تحلیلگران نگرانی مربوط به بی‌فروشی را به نااطمینانی اقتصادی فعلی نسبت می‌دهند.

overcoming nonmarketability requires creative marketing approaches and flexible pricing.

پشتیبانی از بی‌فروشی نیاز به رویکردهای بازاریابی خلاقانه و قیمت گذاری انعطاف‌پذیر دارد.

the nonmarketability challenge affects both large corporations and small businesses alike.

چالش بی‌فروشی هر دو شرکت‌های بزرگ و کسب و کارهای کوچک را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید