nonvocalic

[ایالات متحده]/[nɒnˈvɒʊkəlɪk]/
[بریتانیا]/[nɒnˈvoʊkəlɪk]/

ترجمه

adj. فاقد حروف مقطعه؛ حاوی حروف مقطعه نبودن؛ مربوط به یا با ویژگی عدم حضور حروف مقطعه.

عبارات و ترکیب‌ها

nonvocalic sounds

صداهای غیروزنی

avoiding nonvocalic

پرهیز از غیروزنی

nonvocalic consonants

صامت‌های غیروزنی

was nonvocalic

غیروزنی بود

nonvocalic region

منطقه غیروزنی

highly nonvocalic

خیلی غیروزنی

nonvocalic vowels

همسایه‌های غیروزنی

became nonvocalic

غیروزنی شد

purely nonvocalic

کاملاً غیروزنی

identifying nonvocalic

شناسایی غیروزنی

جملات نمونه

the nonvocalic consonants in "strength" can be challenging for learners.

صداهای غیرآوازی در کلمه "strength" ممکن است برای یادگیرندگان چالش‌برانگیز باشند.

his speech was surprisingly nonvocalic, relying heavily on gestures.

گفته‌های او غیرآوازی بود و به طور چشمگیری به اشارات وابسته بود.

the analysis focused on the frequency of nonvocalic sounds in the recording.

تحلیل روی تعداد صداهای غیرآوازی در ضبط متمرکز بود.

some languages feature a higher proportion of nonvocalic sounds than others.

برخی زبان‌ها نسبت بیشتری از صداهای غیرآوازی نسبت به دیگر زبان‌ها دارند.

the therapist used techniques to improve his ability to produce nonvocalic cues.

درمانگر تکنیک‌هایی را برای بهبود توانایی او در تولید اشارات غیرآوازی استفاده کرد.

the study examined the impact of nonvocalic communication on social interaction.

این مطالعه تأثیر ارتباط غیرآوازی بر تعامل اجتماعی را بررسی کرد.

the software identified and categorized the nonvocalic elements in the audio file.

نرم‌افزار عناصر غیرآوازی در فایل صوتی را شناسایی و دسته‌بندی کرد.

the artist incorporated nonvocalic elements into their performance art piece.

هنرمند عناصر غیرآوازی را در اثر هنری خود ادغام کرد.

the research investigated the role of nonvocalic signals in primate communication.

پژوهش نقش سیگنال‌های غیرآوازی در ارتباطات میمون‌ها را بررسی کرد.

the composer used nonvocalic textures to create a unique sonic landscape.

سازنده با استفاده از بافت‌های غیرآوازی یک منظر صوتی منحصر به فرد ایجاد کرد.

the child’s nonvocalic expressions often conveyed their frustration.

عبارات غیرآوازی کودک اغلب ناراحتی‌اش را منتقل می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید