unusually

[ایالات متحده]/ʌn'ju:ʒuəli/
[بریتانیا]/ʌnˈju ʒʊəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به روشی که غیرعادی است؛ به شدت

جملات نمونه

it was an unusually hot and sticky summer.

تابستان غیرمعمولاً گرم و چسبناک بود.

The unusually heavy rainfall was an ill omen for the travellers.

باران شدید غیرمعمول، نشانه‌ای بد برای مسافران بود.

My dog is unusually fond of chocolate.

سگ من به طور غیرمعمولی به شکلات علاقه دارد.

He is unusually adept in mathematical calculations.

او به طور غیرمعمولی در محاسبات ریاضی ماهر است.

The old peasant conjectured that it would be an unusually cold winter.

آن دهقان پیر حدس زد که زمستان غیرمعمولاً سرد خواهد بود.

the cuckoo's eggs are unusually small in proportion to its size.

تخم‌های زاغ مقلد به طور غیرمعمولی کوچک در مقایسه با اندازه آن هستند.

Mary is unusually high on her next venture.

مریم معمولاً در ماجراجویی بعدی خود بسیار بلند است.

She got an unusually low score for creativity.

او به طور غیرمعمولی نمره پایینی برای خلاقیت کسب کرد.

The company has an unusually high proportion of young people at the top.

شرکت دارای نسبت غیرمعمولاً بالایی از جوانان در راس است.

the plants were washed away by some unusually heavy rains.

گیاهان با بارش شدید غیرمعمول شسته شدند.

he is unusually severe on what he regards as tendentious pseudo-learning.

او به طور غیرمعمولی سختگیرانه است در مورد آنچه او به عنوان شبه‌یادگیری مغرضانه می‌داند.

The bird seized an unusually big beetle and bore it off to its nest.

پرنده یک حشره بزرگ غیرمعمول را گرفت و آن را به لانه خود برد.

The unusually hot sun has fried up the crops.

آفتاب غیرمعمولاً داغ محصولات را از بین برده است.

With a rail strike on the cards for next week, airline bookings have been unusually high.

با توجه به اعتصاب راه آهن که برای هفته آینده در نظر گرفته شده است، رزرو بلیط هواپیما به طور غیرمعمولی زیاد بوده است.

The White House condemned the scenes at Tripoli airport in unusually undiplomatic language.

کاخ سفید صحنه‌های فرودگاه طرابلس را با لحنی غیر دیپلماتیک محکوم کرد.

PHB has an unusually high degree of crystallinity due to the stereoregularity of the perfectly isotactic chains.

PHB به دلیل استریورگولاریتی زنجیره‌های کاملاً ایزوتاکتیک دارای درجه بلورینگی غیرمعمولاً بالایی است.

نمونه‌های واقعی

Mammy was unusually silent those two days.

مادر آن دو روز به طرز غیرمعمولی ساکت بود.

منبع: Gone with the Wind

" I feel unusually hostile toward you today."

" امروز احساس خصومت غیرمعمولی نسبت به شما دارم."

منبع: Flowers for Algernon

And many of the fans are unusually dedicated.

و بسیاری از طرفداران به طرز غیرمعمولی متعهد هستند.

منبع: The Economist - Comprehensive

" You will be unusually successful at your career" .

شما در حرفه خود به طور غیرمعمولی موفق خواهید بود.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

When I asked Jobs directly, he became unusually quiet and hesitant.

وقتی من از Jobs به طور مستقیم پرسیدم، او به طور غیرمعمولی ساکت و مردد شد.

منبع: Steve Jobs Biography

There are questions about its unusually low death rate.

در مورد نرخ مرگ و میر غیرمعمولاً پایین آن سوالاتی وجود دارد.

منبع: VOA Special English Health

In July 1995, it became unusually hot in Chicago.

در ژوئیه 1995، هوا در شیکاگو به طور غیرمعمولی گرم شد.

منبع: WIL Life Revelation

Has he been behaving unusually lately?

آیا او اخیراً به طور غیرمعمولی رفتار کرده است؟

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

When temperatures are unusually warm this cycle is disrupted.

وقتی دماها به طور غیرمعمولی گرم هستند، این چرخه مختل می شود.

منبع: Vox opinion

UBS is perhaps unusually committed to innovation in India.

UBS شاید به طور غیرمعمولی به نوآوری در هند متعهد است.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید