northwestward winds
وزش بادهای شمال غربی
move northwestward
به سمت شمال غربی حرکت کنید
travel northwestward
به سمت شمال غربی سفر کنید
flow northwestward
به سمت شمال غربی جریان یابد
shift northwestward
به سمت شمال غربی تغییر جهت دهید
heading northwestward
جهت شمال غربی
expand northwestward
به سمت شمال غربی گسترش یابد
drift northwestward
به سمت شمال غربی رانده شود
advance northwestward
به سمت شمال غربی پیشروی کنید
direct northwestward
به سمت شمال غربی هدایت شود
the storm is moving northwestward, bringing heavy rain.
طوفان به سمت شمال غربی در حرکت است و باران شدید به همراه دارد.
the hikers trekked northwestward toward the mountain peak.
گردشگران به سمت شمال غربی به سمت قله کوه سفر کردند.
we drove northwestward to reach the national park.
ما برای رسیدن به پارک ملی به سمت شمال غربی رانندگی کردیم.
the wind blew northwestward, cooling the afternoon heat.
باد به سمت شمال غربی وزید و گرمای بعد از ظهر را خنک کرد.
she pointed northwestward, indicating where the sun sets.
او به سمت شمال غربی اشاره کرد و نشان داد که خورشید کجا غروب میکند.
the river flows northwestward through the valley.
رودخانه از طریق دره به سمت شمال غربی جریان دارد.
they planned to travel northwestward for the weekend getaway.
آنها برنامه ریزی کردند که برای تعطیلات آخر هفته به سمت شمال غربی سفر کنند.
northwestward expansion is crucial for the company's growth.
گسترش به سمت شمال غربی برای رشد شرکت بسیار مهم است.
the map shows the route leading northwestward from the city.
نقشه مسیری را نشان می دهد که از شهر به سمت شمال غربی می رود.
wildlife is often spotted northwestward of the campsite.
حیات وحش اغلب در شمال غربی کمپ قابل مشاهده است.
northwestward winds
وزش بادهای شمال غربی
move northwestward
به سمت شمال غربی حرکت کنید
travel northwestward
به سمت شمال غربی سفر کنید
flow northwestward
به سمت شمال غربی جریان یابد
shift northwestward
به سمت شمال غربی تغییر جهت دهید
heading northwestward
جهت شمال غربی
expand northwestward
به سمت شمال غربی گسترش یابد
drift northwestward
به سمت شمال غربی رانده شود
advance northwestward
به سمت شمال غربی پیشروی کنید
direct northwestward
به سمت شمال غربی هدایت شود
the storm is moving northwestward, bringing heavy rain.
طوفان به سمت شمال غربی در حرکت است و باران شدید به همراه دارد.
the hikers trekked northwestward toward the mountain peak.
گردشگران به سمت شمال غربی به سمت قله کوه سفر کردند.
we drove northwestward to reach the national park.
ما برای رسیدن به پارک ملی به سمت شمال غربی رانندگی کردیم.
the wind blew northwestward, cooling the afternoon heat.
باد به سمت شمال غربی وزید و گرمای بعد از ظهر را خنک کرد.
she pointed northwestward, indicating where the sun sets.
او به سمت شمال غربی اشاره کرد و نشان داد که خورشید کجا غروب میکند.
the river flows northwestward through the valley.
رودخانه از طریق دره به سمت شمال غربی جریان دارد.
they planned to travel northwestward for the weekend getaway.
آنها برنامه ریزی کردند که برای تعطیلات آخر هفته به سمت شمال غربی سفر کنند.
northwestward expansion is crucial for the company's growth.
گسترش به سمت شمال غربی برای رشد شرکت بسیار مهم است.
the map shows the route leading northwestward from the city.
نقشه مسیری را نشان می دهد که از شهر به سمت شمال غربی می رود.
wildlife is often spotted northwestward of the campsite.
حیات وحش اغلب در شمال غربی کمپ قابل مشاهده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید