move northwestwards
حرکت به سمت شمال غربی
travel northwestwards
سفر به سمت شمال غربی
head northwestwards
حرکت به سمت شمال غربی
shift northwestwards
جابجایی به سمت شمال غربی
direct northwestwards
هدایت به سمت شمال غربی
fly northwestwards
پرواز به سمت شمال غربی
drift northwestwards
سرایت به سمت شمال غربی
advance northwestwards
پیشروی به سمت شمال غربی
move northwestwards quickly
حرکت سریع به سمت شمال غربی
travel northwestwards safely
سفر ایمن به سمت شمال غربی
the storm is moving northwestwards, bringing heavy rain.
طوفان به سمت شمال غربی در حرکت است و باران شدید به همراه دارد.
the hikers set off northwestwards to explore the mountains.
گردشگران به سمت شمال غربی حرکت کردند تا کوه ها را کاوش کنند.
the wind blew northwestwards, cooling the hot afternoon.
باد به سمت شمال غربی وزید و بعد از ظهر گرم را خنک کرد.
they traveled northwestwards across the desert.
آنها به سمت شمال غربی از صحرا عبور کردند.
the river flows northwestwards towards the ocean.
رودخانه به سمت شمال غربی به سمت اقیانوس جریان دارد.
as the sun sets, the clouds drift northwestwards.
همانطور که خورشید غروب می کند، ابرها به سمت شمال غربی حرکت می کنند.
the train is heading northwestwards to the next station.
قطار به سمت شمال غربی به ایستگاه بعدی در حرکت است.
she pointed northwestwards to indicate the direction.
او به سمت شمال غربی اشاره کرد تا مسیر را نشان دهد.
the migration of birds often occurs northwestwards in the fall.
مهاجرت پرندگان اغلب در فصل پاییز به سمت شمال غربی اتفاق می افتد.
we noticed the smoke rising northwestwards from the campfire.
ما متوجه شدیم که دود از آتش کمپ به سمت شمال غربی بلند می شود.
move northwestwards
حرکت به سمت شمال غربی
travel northwestwards
سفر به سمت شمال غربی
head northwestwards
حرکت به سمت شمال غربی
shift northwestwards
جابجایی به سمت شمال غربی
direct northwestwards
هدایت به سمت شمال غربی
fly northwestwards
پرواز به سمت شمال غربی
drift northwestwards
سرایت به سمت شمال غربی
advance northwestwards
پیشروی به سمت شمال غربی
move northwestwards quickly
حرکت سریع به سمت شمال غربی
travel northwestwards safely
سفر ایمن به سمت شمال غربی
the storm is moving northwestwards, bringing heavy rain.
طوفان به سمت شمال غربی در حرکت است و باران شدید به همراه دارد.
the hikers set off northwestwards to explore the mountains.
گردشگران به سمت شمال غربی حرکت کردند تا کوه ها را کاوش کنند.
the wind blew northwestwards, cooling the hot afternoon.
باد به سمت شمال غربی وزید و بعد از ظهر گرم را خنک کرد.
they traveled northwestwards across the desert.
آنها به سمت شمال غربی از صحرا عبور کردند.
the river flows northwestwards towards the ocean.
رودخانه به سمت شمال غربی به سمت اقیانوس جریان دارد.
as the sun sets, the clouds drift northwestwards.
همانطور که خورشید غروب می کند، ابرها به سمت شمال غربی حرکت می کنند.
the train is heading northwestwards to the next station.
قطار به سمت شمال غربی به ایستگاه بعدی در حرکت است.
she pointed northwestwards to indicate the direction.
او به سمت شمال غربی اشاره کرد تا مسیر را نشان دهد.
the migration of birds often occurs northwestwards in the fall.
مهاجرت پرندگان اغلب در فصل پاییز به سمت شمال غربی اتفاق می افتد.
we noticed the smoke rising northwestwards from the campfire.
ما متوجه شدیم که دود از آتش کمپ به سمت شمال غربی بلند می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید