northwestwards

[ایالات متحده]/nɔːθˈwɛstwədz/
[بریتانیا]/nɔrθˈwɛrdz/

ترجمه

adv. به سمت شمال غربی; به سوی شمال غربی

عبارات و ترکیب‌ها

move northwestwards

حرکت به سمت شمال غربی

travel northwestwards

سفر به سمت شمال غربی

head northwestwards

حرکت به سمت شمال غربی

shift northwestwards

جابجایی به سمت شمال غربی

direct northwestwards

هدایت به سمت شمال غربی

fly northwestwards

پرواز به سمت شمال غربی

drift northwestwards

سرایت به سمت شمال غربی

advance northwestwards

پیشروی به سمت شمال غربی

move northwestwards quickly

حرکت سریع به سمت شمال غربی

travel northwestwards safely

سفر ایمن به سمت شمال غربی

جملات نمونه

the storm is moving northwestwards, bringing heavy rain.

طوفان به سمت شمال غربی در حرکت است و باران شدید به همراه دارد.

the hikers set off northwestwards to explore the mountains.

گردشگران به سمت شمال غربی حرکت کردند تا کوه ها را کاوش کنند.

the wind blew northwestwards, cooling the hot afternoon.

باد به سمت شمال غربی وزید و بعد از ظهر گرم را خنک کرد.

they traveled northwestwards across the desert.

آنها به سمت شمال غربی از صحرا عبور کردند.

the river flows northwestwards towards the ocean.

رودخانه به سمت شمال غربی به سمت اقیانوس جریان دارد.

as the sun sets, the clouds drift northwestwards.

همانطور که خورشید غروب می کند، ابرها به سمت شمال غربی حرکت می کنند.

the train is heading northwestwards to the next station.

قطار به سمت شمال غربی به ایستگاه بعدی در حرکت است.

she pointed northwestwards to indicate the direction.

او به سمت شمال غربی اشاره کرد تا مسیر را نشان دهد.

the migration of birds often occurs northwestwards in the fall.

مهاجرت پرندگان اغلب در فصل پاییز به سمت شمال غربی اتفاق می افتد.

we noticed the smoke rising northwestwards from the campfire.

ما متوجه شدیم که دود از آتش کمپ به سمت شمال غربی بلند می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید