not-for-profit organization
سازمان غیرانتفاعی
not-for-profit status
وضعیت غیرانتفاعی
a not-for-profit
یک سازمان غیرانتفاعی
not-for-profit work
کار غیرانتفاعی
be not-for-profit
غیرانتفاعی بودن
not-for-profit sector
بخش غیرانتفاعی
running not-for-profit
اجرای غیرانتفاعی
not-for-profit funding
تامین مالی غیرانتفاعی
not-for-profit model
مدل غیرانتفاعی
supporting not-for-profit
حمایت از غیرانتفاعی
the not-for-profit organization relies on grants and donations.
سازمان غیرانتفاعی به کمکهای مالی و اهدایاتی متکی است.
we are a not-for-profit dedicated to environmental conservation.
ما یک سازمان غیرانتفاعی هستیم که به حفظ محیطزیست اختصاص داده شدهایم.
the not-for-profit status allows them to avoid paying taxes.
وضعیت غیرانتفاعی به آنها این امکان را میدهد که از پرداخت مالیات خودداری کنند.
she works for a not-for-profit that supports the homeless.
او در یک سازمان غیرانتفاعی که از بیخانمانها حمایت میکند، کار میکند.
the not-for-profit received a large corporate donation.
یک سازمان غیرانتفاعی یک کمکهدی بزرگ شرکتی دریافت کرد.
their not-for-profit mission is to provide affordable housing.
ماموریت غیرانتفاعی آنها ارائه مسکن مقرونبهصرفه است.
the not-for-profit sector plays a vital role in our community.
بخش غیرانتفاعی نقش مهمی در جامعه ما ایفا میکند.
he volunteered his time at the local not-for-profit.
او وقت خود را در یک سازمان غیرانتفاعی محلی داوطلبانه گذراند.
the not-for-profit’s annual fundraising gala was a success.
جشن سالانه جمعآوری کمکهای مالی سازمان غیرانتفاعی موفقیتآمیز بود.
it's a registered not-for-profit with a strong reputation.
این یک سازمان غیرانتفاعی ثبتشده با شهرت قوی است.
the not-for-profit seeks volunteers to help with their programs.
سازمان غیرانتفاعی به دنبال داوطلبان برای کمک به برنامههای خود است.
not-for-profit organization
سازمان غیرانتفاعی
not-for-profit status
وضعیت غیرانتفاعی
a not-for-profit
یک سازمان غیرانتفاعی
not-for-profit work
کار غیرانتفاعی
be not-for-profit
غیرانتفاعی بودن
not-for-profit sector
بخش غیرانتفاعی
running not-for-profit
اجرای غیرانتفاعی
not-for-profit funding
تامین مالی غیرانتفاعی
not-for-profit model
مدل غیرانتفاعی
supporting not-for-profit
حمایت از غیرانتفاعی
the not-for-profit organization relies on grants and donations.
سازمان غیرانتفاعی به کمکهای مالی و اهدایاتی متکی است.
we are a not-for-profit dedicated to environmental conservation.
ما یک سازمان غیرانتفاعی هستیم که به حفظ محیطزیست اختصاص داده شدهایم.
the not-for-profit status allows them to avoid paying taxes.
وضعیت غیرانتفاعی به آنها این امکان را میدهد که از پرداخت مالیات خودداری کنند.
she works for a not-for-profit that supports the homeless.
او در یک سازمان غیرانتفاعی که از بیخانمانها حمایت میکند، کار میکند.
the not-for-profit received a large corporate donation.
یک سازمان غیرانتفاعی یک کمکهدی بزرگ شرکتی دریافت کرد.
their not-for-profit mission is to provide affordable housing.
ماموریت غیرانتفاعی آنها ارائه مسکن مقرونبهصرفه است.
the not-for-profit sector plays a vital role in our community.
بخش غیرانتفاعی نقش مهمی در جامعه ما ایفا میکند.
he volunteered his time at the local not-for-profit.
او وقت خود را در یک سازمان غیرانتفاعی محلی داوطلبانه گذراند.
the not-for-profit’s annual fundraising gala was a success.
جشن سالانه جمعآوری کمکهای مالی سازمان غیرانتفاعی موفقیتآمیز بود.
it's a registered not-for-profit with a strong reputation.
این یک سازمان غیرانتفاعی ثبتشده با شهرت قوی است.
the not-for-profit seeks volunteers to help with their programs.
سازمان غیرانتفاعی به دنبال داوطلبان برای کمک به برنامههای خود است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید