gentle nudges
هل دادنهای ملایم
social nudges
هل دادنهای اجتماعی
subtle nudges
هل دادنهای ظریف
positive nudges
هل دادنهای مثبت
behavioral nudges
هل دادنهای رفتاری
small nudges
هل دادنهای کوچک
friendly nudges
هل دادنهای دوستانه
helpful nudges
هل دادنهای مفید
encouraging nudges
هل دادنهای تشویقی
he gently nudges her to make a decision.
او به آرامی او را تشویق میکند تا تصمیمی بگیرد.
the coach nudges the players to improve their performance.
مربی بازیکنان را تشویق میکند تا عملکرد خود را بهبود بخشند.
she nudges her friend to get his attention.
او دوستش را تشویق میکند تا توجه او را جلب کند.
the app nudges users to stay on track with their goals.
برنامه کاربرانی را تشویق میکند تا در مسیر اهداف خود باقی بمانند.
he nudges the door open with his shoulder.
او با شانهاش در را به آرامی باز میکند.
she nudges him playfully during the movie.
او به طور بازیگانه در حین فیلم او را تشویق میکند.
her comments nudges me to think differently.
نظرات او باعث میشود من به گونهای متفاوت فکر کنم.
the teacher nudges the students to participate in class.
معلم دانشآموزان را تشویق میکند تا در کلاس شرکت کنند.
he often nudges his colleagues to meet deadlines.
او اغلب همکاران خود را تشویق میکند تا مهلتها را رعایت کنند.
gentle nudges
هل دادنهای ملایم
social nudges
هل دادنهای اجتماعی
subtle nudges
هل دادنهای ظریف
positive nudges
هل دادنهای مثبت
behavioral nudges
هل دادنهای رفتاری
small nudges
هل دادنهای کوچک
friendly nudges
هل دادنهای دوستانه
helpful nudges
هل دادنهای مفید
encouraging nudges
هل دادنهای تشویقی
he gently nudges her to make a decision.
او به آرامی او را تشویق میکند تا تصمیمی بگیرد.
the coach nudges the players to improve their performance.
مربی بازیکنان را تشویق میکند تا عملکرد خود را بهبود بخشند.
she nudges her friend to get his attention.
او دوستش را تشویق میکند تا توجه او را جلب کند.
the app nudges users to stay on track with their goals.
برنامه کاربرانی را تشویق میکند تا در مسیر اهداف خود باقی بمانند.
he nudges the door open with his shoulder.
او با شانهاش در را به آرامی باز میکند.
she nudges him playfully during the movie.
او به طور بازیگانه در حین فیلم او را تشویق میکند.
her comments nudges me to think differently.
نظرات او باعث میشود من به گونهای متفاوت فکر کنم.
the teacher nudges the students to participate in class.
معلم دانشآموزان را تشویق میکند تا در کلاس شرکت کنند.
he often nudges his colleagues to meet deadlines.
او اغلب همکاران خود را تشویق میکند تا مهلتها را رعایت کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید