nudges

[ایالات متحده]/nʌdʒɪz/
[بریتانیا]/nʌdʒɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فشارها یا ضربه‌های ملایم، اغلب با آرنج؛ شخص آزاردهنده؛ حرکات یا نشانه‌های پیشنهادی مرتبط با مسائل جنسی

عبارات و ترکیب‌ها

gentle nudges

هل دادن‌های ملایم

social nudges

هل دادن‌های اجتماعی

subtle nudges

هل دادن‌های ظریف

positive nudges

هل دادن‌های مثبت

behavioral nudges

هل دادن‌های رفتاری

small nudges

هل دادن‌های کوچک

friendly nudges

هل دادن‌های دوستانه

helpful nudges

هل دادن‌های مفید

encouraging nudges

هل دادن‌های تشویقی

جملات نمونه

he gently nudges her to make a decision.

او به آرامی او را تشویق می‌کند تا تصمیمی بگیرد.

the coach nudges the players to improve their performance.

مربی بازیکنان را تشویق می‌کند تا عملکرد خود را بهبود بخشند.

she nudges her friend to get his attention.

او دوستش را تشویق می‌کند تا توجه او را جلب کند.

the app nudges users to stay on track with their goals.

برنامه کاربرانی را تشویق می‌کند تا در مسیر اهداف خود باقی بمانند.

he nudges the door open with his shoulder.

او با شانه‌اش در را به آرامی باز می‌کند.

she nudges him playfully during the movie.

او به طور بازیگانه در حین فیلم او را تشویق می‌کند.

her comments nudges me to think differently.

نظرات او باعث می‌شود من به گونه‌ای متفاوت فکر کنم.

the teacher nudges the students to participate in class.

معلم دانش‌آموزان را تشویق می‌کند تا در کلاس شرکت کنند.

he often nudges his colleagues to meet deadlines.

او اغلب همکاران خود را تشویق می‌کند تا مهلت‌ها را رعایت کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید