nuisances

[ایالات متحده]/ˈnjuːsənsɪz/
[بریتانیا]/ˈnuːsənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزها یا افرادی که موجب ناراحتی یا مزاحمت می‌شوند؛ مداخله یا اختلال غیرقانونی

عبارات و ترکیب‌ها

minor nuisances

آزار و اذیتهای جزئی

common nuisances

آزار و اذیتهای رایج

daily nuisances

آزار و اذیتهای روزمره

urban nuisances

آزار و اذیتهای شهری

public nuisances

آزار و اذیتهای عمومی

environmental nuisances

آزار و اذیتهای زیست محیطی

legal nuisances

آزار و اذیتهای قانونی

social nuisances

آزار و اذیتهای اجتماعی

temporary nuisances

آزار و اذیتهای موقتی

annoying nuisances

آزار و اذیتهای آزاردهنده

جملات نمونه

some people consider loud noises to be nuisances.

برخی افراد صدای بلند را آزاردهنده می‌دانند.

we should address the nuisances caused by construction work.

ما باید به آزاردهنده‌های ناشی از ساخت و ساز رسیدگی کنیم.

insects can be nuisances during outdoor activities.

حشرات می‌توانند در فعالیت‌های فضای باز آزاردهنده باشند.

traffic jams are common nuisances in big cities.

ترافیک سنگین یک آزاردهنده رایج در شهرهای بزرگ است.

he complained about the nuisances from his noisy neighbors.

او در مورد آزار و اذیت‌های همسایه‌های پر سر و صدایش شکایت کرد.

we need to find solutions to these nuisances.

ما باید راه‌حلی برای این آزار و اذیت‌ها پیدا کنیم.

some nuisances can be easily avoided with proper planning.

برخی از آزار و اذیت‌ها را می‌توان با برنامه‌ریزی مناسب به راحتی اجتناب کرد.

he tries to ignore the nuisances around him.

او سعی می‌کند آزار و اذیت‌های اطراف خود را نادیده بگیرد.

pet owners should manage their pets to reduce nuisances.

صاحبان حیوانات خانگی باید حیوانات خانگی خود را مدیریت کنند تا آزار و اذیت‌ها را کاهش دهند.

environmental nuisances can affect our quality of life.

آزار و اذیت‌های زیست محیطی می‌تواند بر کیفیت زندگی ما تأثیر بگذارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید