minor irritations
تحریکات جزئی
daily irritations
تحریکات روزانه
common irritations
تحریکات رایج
irritations arise
تحریکات ایجاد میشوند
irritations persist
تحریکات ادامه مییابند
stressful irritations
تحریکات استرسزا
irritations increase
تحریکات افزایش مییابند
irritations mount
تحریکات تشدید میشوند
irritations build
تحریکات شکل میگیرند
irritations noted
تحریکات مورد توجه قرار گرفتند
his constant interruptions are one of my biggest irritations.
وقفه های مداوم او یکی از بزرگترین آزاردهنده های من است.
small irritations can lead to bigger conflicts if not addressed.
آزاردهنده های کوچک می توانند منجر به درگیری های بزرگتر شوند اگر رسیدگی نشوند.
she expressed her irritations about the ongoing delays.
او نگرانی های خود را در مورد تاخیرهای مداوم ابراز کرد.
finding a solution to these irritations is essential for a harmonious workplace.
یافتن راه حلی برای این آزاردهنده ها برای داشتن یک محیط کار هماهنگ ضروری است.
his irritations with the project were evident during the meeting.
نگرانی های او با پروژه در طول جلسه آشکار بود.
we need to address the irritations that team members are facing.
ما باید به آزاردهنده هایی که اعضای تیم با آن روبرو هستند رسیدگی کنیم.
some irritations in life are unavoidable, but we can manage them.
برخی از آزاردهنده ها در زندگی اجتناب ناپذیر هستند، اما می توانیم آنها را مدیریت کنیم.
her irritations often stem from unrealistic expectations.
نگرانی های او اغلب از انتظارات غیرواقعی ناشی می شود.
he learned to cope with the irritations of daily life.
او یاد گرفت که چگونه با آزاردهنده های زندگی روزمره کنار بیاید.
identifying the source of irritations can help reduce stress.
شناسایی منبع آزاردهنده ها می تواند به کاهش استرس کمک کند.
minor irritations
تحریکات جزئی
daily irritations
تحریکات روزانه
common irritations
تحریکات رایج
irritations arise
تحریکات ایجاد میشوند
irritations persist
تحریکات ادامه مییابند
stressful irritations
تحریکات استرسزا
irritations increase
تحریکات افزایش مییابند
irritations mount
تحریکات تشدید میشوند
irritations build
تحریکات شکل میگیرند
irritations noted
تحریکات مورد توجه قرار گرفتند
his constant interruptions are one of my biggest irritations.
وقفه های مداوم او یکی از بزرگترین آزاردهنده های من است.
small irritations can lead to bigger conflicts if not addressed.
آزاردهنده های کوچک می توانند منجر به درگیری های بزرگتر شوند اگر رسیدگی نشوند.
she expressed her irritations about the ongoing delays.
او نگرانی های خود را در مورد تاخیرهای مداوم ابراز کرد.
finding a solution to these irritations is essential for a harmonious workplace.
یافتن راه حلی برای این آزاردهنده ها برای داشتن یک محیط کار هماهنگ ضروری است.
his irritations with the project were evident during the meeting.
نگرانی های او با پروژه در طول جلسه آشکار بود.
we need to address the irritations that team members are facing.
ما باید به آزاردهنده هایی که اعضای تیم با آن روبرو هستند رسیدگی کنیم.
some irritations in life are unavoidable, but we can manage them.
برخی از آزاردهنده ها در زندگی اجتناب ناپذیر هستند، اما می توانیم آنها را مدیریت کنیم.
her irritations often stem from unrealistic expectations.
نگرانی های او اغلب از انتظارات غیرواقعی ناشی می شود.
he learned to cope with the irritations of daily life.
او یاد گرفت که چگونه با آزاردهنده های زندگی روزمره کنار بیاید.
identifying the source of irritations can help reduce stress.
شناسایی منبع آزاردهنده ها می تواند به کاهش استرس کمک کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید