obscurantist

[ایالات متحده]/əb'skjʊərəntɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مخالف روشنگری
adj. مربوط به یا وابسته به مخالف روشنگری
Word Forms

جملات نمونه

point of view on the second floor is the most typical obscurantist, a practical and effective action !!!!!!

نقطه نظر در مورد طبقه دوم، معمولاً مبهم و غیرشفاف است، یک اقدام عملی و مؤثر !!!!!!

But then the British claimed to be rescuing Ireland from the backwardness of obscurantist papism - but forgot to ask the Irish about it.

اما سپس انگلیسی‌ها ادعا کردند که در حال نجات ایرلند از عقب‌ماندگی پاپیسم تاریک‌فکری هستند - اما فراموش کردند از ایرلندی‌ها در مورد آن بپرسند.

The obscurantist language in the academic paper made it difficult to understand.

زبان مبهم و غیرشفاف در مقاله علمی، درک آن را دشوار کرد.

He is known for his obscurantist views on modern art.

او به دلیل نظرات مبهم و غیرشفاف خود در مورد هنر مدرن شناخته شده است.

The obscurantist policies of the government led to public confusion.

سیاست‌های مبهم و غیرشفاف دولت منجر به سردرگمی عمومی شد.

Her obscurantist attitude towards new technology hinders progress.

نگاه مبهم و غیرشفاف او نسبت به فناوری‌های جدید، پیشرفت را مختل می‌کند.

The obscurantist tendencies in the company's decision-making process are causing inefficiencies.

تمایلات مبهم و غیرشفاف در فرآیند تصمیم‌گیری شرکت، باعث ناکارآمدی می‌شود.

The obscurantist language used by the lawyer confused the jury.

زبان مبهم و غیرشفافی که وکیل استفاده کرد، سردرگمی هیئت منصفه را رقم زد.

His obscurantist writing style makes it challenging for readers to grasp the main ideas.

سبک نوشتاری مبهم و غیرشفاف او باعث می‌شود درک ایده‌های اصلی برای خوانندگان دشوار باشد.

The obscurantist nature of the subject requires a deeper level of analysis.

ماهیت مبهم و غیرشفاف موضوع، نیاز به سطح عمیق‌تری از تحلیل دارد.

The obscurantist theories presented in the book are difficult to comprehend.

نظریه‌های مبهم و غیرشفافی که در کتاب ارائه شده‌اند، درک آنها دشوار است.

The obscurantist approach taken by the professor confused the students.

رویکرد مبهم و غیرشفافی که استاد اتخاذ کرد، دانشجویان را سردرگم کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید