observationally significant
اهمیتآمیز از نظر مشاهدهای
observationally distinct
تمایز یافته از نظر مشاهدهای
observationally relevant
مرتبط از نظر مشاهدهای
observationally derived
مشتق شده از نظر مشاهدهای
observationally informed
آگاهانه از نظر مشاهدهای
observationally based
مبتنی بر مشاهده
observationally verified
تأیید شده از نظر مشاهدهای
observationally assessed
ارزیابی شده از نظر مشاهدهای
observationally noted
یاد شده از نظر مشاهدهای
observationally analyzed
تجزیه و تحلیل شده از نظر مشاهدهای
observationally, children learn languages more easily than adults.
به صورت مشاهدهای، کودکان زبانها را آسانتر از بزرگسالان یاد میگیرند.
when studied observationally, the effects of the medication became clear.
زمانی که به صورت مشاهدهای مورد مطالعه قرار گرفت، اثرات دارو آشکار شد.
observationally, the behavior of the animals changed with the seasons.
به صورت مشاهدهای، رفتار حیوانات با تغییر فصلها تغییر میکرد.
she approached the problem observationally to gather more data.
او برای جمعآوری دادههای بیشتر، به صورت مشاهدهای به حل مشکل پرداخت.
observationally, the two groups showed different responses to the treatment.
به صورت مشاهدهای، دو گروه پاسخهای متفاوتی به درمان نشان دادند.
in an observationally rich environment, children thrive and learn.
در محیطی غنی از نظر مشاهده، کودکان رشد و یادگیری میکنند.
observationally, the phenomenon occurs under specific conditions.
به صورت مشاهدهای، این پدیده تحت شرایط خاص رخ میدهد.
researchers noted, observationally, that the species was becoming endangered.
محققان متوجه شدند که گونه در حال انقراض است، به صورت مشاهدهای.
observationally, the team discovered patterns in the data.
به صورت مشاهدهای، تیم الگوهایی را در دادهها کشف کرد.
they studied the ecosystem observationally to understand its dynamics.
آنها برای درک پویایی آن، اکوسیستم را به صورت مشاهدهای مطالعه کردند.
observationally significant
اهمیتآمیز از نظر مشاهدهای
observationally distinct
تمایز یافته از نظر مشاهدهای
observationally relevant
مرتبط از نظر مشاهدهای
observationally derived
مشتق شده از نظر مشاهدهای
observationally informed
آگاهانه از نظر مشاهدهای
observationally based
مبتنی بر مشاهده
observationally verified
تأیید شده از نظر مشاهدهای
observationally assessed
ارزیابی شده از نظر مشاهدهای
observationally noted
یاد شده از نظر مشاهدهای
observationally analyzed
تجزیه و تحلیل شده از نظر مشاهدهای
observationally, children learn languages more easily than adults.
به صورت مشاهدهای، کودکان زبانها را آسانتر از بزرگسالان یاد میگیرند.
when studied observationally, the effects of the medication became clear.
زمانی که به صورت مشاهدهای مورد مطالعه قرار گرفت، اثرات دارو آشکار شد.
observationally, the behavior of the animals changed with the seasons.
به صورت مشاهدهای، رفتار حیوانات با تغییر فصلها تغییر میکرد.
she approached the problem observationally to gather more data.
او برای جمعآوری دادههای بیشتر، به صورت مشاهدهای به حل مشکل پرداخت.
observationally, the two groups showed different responses to the treatment.
به صورت مشاهدهای، دو گروه پاسخهای متفاوتی به درمان نشان دادند.
in an observationally rich environment, children thrive and learn.
در محیطی غنی از نظر مشاهده، کودکان رشد و یادگیری میکنند.
observationally, the phenomenon occurs under specific conditions.
به صورت مشاهدهای، این پدیده تحت شرایط خاص رخ میدهد.
researchers noted, observationally, that the species was becoming endangered.
محققان متوجه شدند که گونه در حال انقراض است، به صورت مشاهدهای.
observationally, the team discovered patterns in the data.
به صورت مشاهدهای، تیم الگوهایی را در دادهها کشف کرد.
they studied the ecosystem observationally to understand its dynamics.
آنها برای درک پویایی آن، اکوسیستم را به صورت مشاهدهای مطالعه کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید