occupiers

[ایالات متحده]/ˈɒkjʊpaɪəz/
[بریتانیا]/ˈɑːkjəˌpaɪərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که یک فضا یا ملک را اشغال می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

military occupiers

اشغالگران نظامی

foreign occupiers

اشغالگران خارجی

illegal occupiers

اشغالگران غیرقانونی

settler occupiers

اشغالگران مستعمره‌نشین

occupiers' rights

حقوق اشغالگران

occupiers' presence

حضور اشغالگران

occupiers' actions

اقدامات اشغالگران

occupiers' forces

نیروهای اشغالگران

occupiers' control

کنترل اشغالگران

occupiers' demands

مطالبات اشغالگران

جملات نمونه

the occupiers faced strong resistance from the local population.

اشغالگران با مقاومت شدید مردم محلی روبرو شدند.

many occupiers have left the region due to ongoing conflicts.

بسیاری از اشغالگران به دلیل درگیری‌های مداوم منطقه را ترک کرده‌اند.

the occupiers established a military presence in the area.

اشغالگران یک حضور نظامی در منطقه ایجاد کردند.

negotiations between the occupiers and the government are ongoing.

مذاکرات بین اشغالگران و دولت ادامه دارد.

the occupiers imposed strict regulations on the local businesses.

اشغالگران مقررات سختگیرانه ای را بر کسب و کارهای محلی تحمیل کردند.

many residents oppose the actions of the occupiers.

بسیاری از ساکنان با اقدامات اشغالگران مخالف هستند.

the occupiers claimed they were there to maintain peace.

اشغالگران ادعا کردند که برای حفظ صلح آنجا هستند.

reports indicate that the occupiers are losing support.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که اشغالگران در حال از دست دادن حمایت هستند.

some occupiers have been accused of human rights violations.

برخی از اشغالگران به نقض حقوق بشر متهم شده‌اند.

the occupiers have built several checkpoints throughout the city.

اشغالگران چندین ایستگاه بازرسی در سراسر شهر ساخته‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید