epic odysseys
ماجراجوییهای حماسی
personal odysseys
ماجراجوییهای شخصی
heroic odysseys
ماجراجوییهای قهرمانانه
great odysseys
ماجراجوییهای بزرگ
mythical odysseys
ماجراجوییهای اساطیری
spiritual odysseys
ماجراجوییهای معنوی
cultural odysseys
ماجراجوییهای فرهنگی
fantastical odysseys
ماجراجوییهای فانتزی
adventurous odysseys
ماجراجوییهای ماجراجویانه
timeless odysseys
ماجراجوییهای جاودانه
his odysseys across the ocean were legendary.
سفرها و ماجراجوییهای او در اقیانوس افسانهای بود.
every summer, we embark on new odysseys together.
هر تابستان، ما با هم وارد ماجراجوییهای جدید میشویم.
her odysseys through different cultures shaped her worldview.
ماجراجوییهای او در فرهنگهای مختلف، جهانبینی او را شکل داد.
the novel tells the odysseys of a young hero.
این رمان داستان ماجراجوییهای یک قهرمان جوان را روایت میکند.
they documented their odysseys in a travel blog.
آنها ماجراجوییهای خود را در یک وبلاگ سفر مستند کردند.
his life was filled with odysseys of discovery.
زندگی او با ماجراجوییهای کشف پر شده بود.
the odysseys of ancient sailors inspire many stories.
ماجراجوییهای دریانوردان باستانی الهامبخش بسیاری از داستانها است.
she often shares her odysseys with friends around the campfire.
او اغلب ماجراجوییهای خود را با دوستانش کنار آتش روشن به اشتراک میگذارد.
his odysseys were not just physical journeys.
ماجراجوییهای او فقط سفرهای فیزیکی نبودند.
they planned their odysseys meticulously to avoid pitfalls.
آنها ماجراجوییهای خود را با دقت برنامهریزی کردند تا از دامها اجتناب کنند.
epic odysseys
ماجراجوییهای حماسی
personal odysseys
ماجراجوییهای شخصی
heroic odysseys
ماجراجوییهای قهرمانانه
great odysseys
ماجراجوییهای بزرگ
mythical odysseys
ماجراجوییهای اساطیری
spiritual odysseys
ماجراجوییهای معنوی
cultural odysseys
ماجراجوییهای فرهنگی
fantastical odysseys
ماجراجوییهای فانتزی
adventurous odysseys
ماجراجوییهای ماجراجویانه
timeless odysseys
ماجراجوییهای جاودانه
his odysseys across the ocean were legendary.
سفرها و ماجراجوییهای او در اقیانوس افسانهای بود.
every summer, we embark on new odysseys together.
هر تابستان، ما با هم وارد ماجراجوییهای جدید میشویم.
her odysseys through different cultures shaped her worldview.
ماجراجوییهای او در فرهنگهای مختلف، جهانبینی او را شکل داد.
the novel tells the odysseys of a young hero.
این رمان داستان ماجراجوییهای یک قهرمان جوان را روایت میکند.
they documented their odysseys in a travel blog.
آنها ماجراجوییهای خود را در یک وبلاگ سفر مستند کردند.
his life was filled with odysseys of discovery.
زندگی او با ماجراجوییهای کشف پر شده بود.
the odysseys of ancient sailors inspire many stories.
ماجراجوییهای دریانوردان باستانی الهامبخش بسیاری از داستانها است.
she often shares her odysseys with friends around the campfire.
او اغلب ماجراجوییهای خود را با دوستانش کنار آتش روشن به اشتراک میگذارد.
his odysseys were not just physical journeys.
ماجراجوییهای او فقط سفرهای فیزیکی نبودند.
they planned their odysseys meticulously to avoid pitfalls.
آنها ماجراجوییهای خود را با دقت برنامهریزی کردند تا از دامها اجتناب کنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید