off-balance

[ایالات متحده]/[ɒf ˈbæləns]/
[بریتانیا]/[ɒf ˈbæləns]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ناپایدار؛ ممکن است افت کند؛ مالی ناپایدار
adv. باعث از دست دادن تعادل می‌شود
n. حالت ناپایدار

عبارات و ترکیب‌ها

off-balance footing

وضعیت نا균ا

feel off-balance

احساس نا균ا

thrown off-balance

از میان رفتن تعادل

off-balance state

وضعیت نا균ا

keep off-balance

حفظ نا균ا

quite off-balance

خیلی نا균ا

put off-balance

نا균ا کردن

being off-balance

نا균ا بودن

off-balance reaction

reaksiyon نا균ا

visibly off-balance

نا균ا و قابل دیدن

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید