the company struggled to bear the onerousnesses of the new regulations.
شرکت در برابر محدودیتهای جدید قوانین دچار دشواری شد.
regulatory agencies imposed numerous onerousnesses on small businesses.
آژانسهای تنظیمی محدودیتهای زیادی را بر روی کسب و کارهای کوچک تحمیل کردند.
the onerousnesses of compliance were becoming unbearable.
محدودیتهای تطابق به چیزی نزدیک به تحملناپذیری میرسید.
we must find ways to reduce the onerousnesses facing our employees.
ما باید راههایی برای کاهش محدودیتهایی که کارکنان ما با آن مواجه هستند، پیدا کنیم.
the bureaucratic onerousnesses delayed the project for months.
محدودیتهای اداری پروژه را به ماهها تاخیر کشاند.
many entrepreneurs are discouraged by the financial onerousnesses of starting a business.
بسیاری از کارآفرینان با محدودیتهای مالی شروع به کسب و کار کردن، دچار از دست دادن امید میشوند.
the government promised to eliminate unnecessary onerousnesses.
دولت قول داد که محدودیتهای غیرضروری را حذف کند.
legal onerousnesses often overwhelm those unfamiliar with the system.
محدودیتهای قانونی اغلب افرادی که با سیستم آشنا نیستند را غرق میکنند.
administrative onerousnesses have increased significantly this year.
محدودیتهای اداری این سال به طور قابل توجهی افزایش یافتهاند.
the onerousnesses of maintaining multiple licenses proved too costly.
محدودیتهای حفظ چند گواهینامه به چیزی نزدیک به هزینهبر بودن میرسید.
tax obligations come with their own set of onerousnesses.
کاهش مالیاتی با مجموعهای از محدودیتها همراه است.
environmental regulations carry substantial onerousnesses for manufacturers.
قوانین محیط زیست محدودیتهای قابل توجهی برای تولیدکنندگان دارد.
the company struggled to bear the onerousnesses of the new regulations.
شرکت در برابر محدودیتهای جدید قوانین دچار دشواری شد.
regulatory agencies imposed numerous onerousnesses on small businesses.
آژانسهای تنظیمی محدودیتهای زیادی را بر روی کسب و کارهای کوچک تحمیل کردند.
the onerousnesses of compliance were becoming unbearable.
محدودیتهای تطابق به چیزی نزدیک به تحملناپذیری میرسید.
we must find ways to reduce the onerousnesses facing our employees.
ما باید راههایی برای کاهش محدودیتهایی که کارکنان ما با آن مواجه هستند، پیدا کنیم.
the bureaucratic onerousnesses delayed the project for months.
محدودیتهای اداری پروژه را به ماهها تاخیر کشاند.
many entrepreneurs are discouraged by the financial onerousnesses of starting a business.
بسیاری از کارآفرینان با محدودیتهای مالی شروع به کسب و کار کردن، دچار از دست دادن امید میشوند.
the government promised to eliminate unnecessary onerousnesses.
دولت قول داد که محدودیتهای غیرضروری را حذف کند.
legal onerousnesses often overwhelm those unfamiliar with the system.
محدودیتهای قانونی اغلب افرادی که با سیستم آشنا نیستند را غرق میکنند.
administrative onerousnesses have increased significantly this year.
محدودیتهای اداری این سال به طور قابل توجهی افزایش یافتهاند.
the onerousnesses of maintaining multiple licenses proved too costly.
محدودیتهای حفظ چند گواهینامه به چیزی نزدیک به هزینهبر بودن میرسید.
tax obligations come with their own set of onerousnesses.
کاهش مالیاتی با مجموعهای از محدودیتها همراه است.
environmental regulations carry substantial onerousnesses for manufacturers.
قوانین محیط زیست محدودیتهای قابل توجهی برای تولیدکنندگان دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید