speak opinionatedly
با قاطعیت نظر بدهید
argue opinionatedly
با قاطعیت بحث کنید
talk opinionatedly
با قاطعیت صحبت کنید
write opinionatedly
با قاطعیت بنویسید
judge opinionatedly
با قاطعیت قضاوت کنید
respond opinionatedly
با قاطعیت پاسخ دهید
comment opinionatedly
با قاطعیت نظر بدهید
rant opinionatedly
با قاطعیت غر بزنید
opinionatedly speaking
با قاطعیت صحبت کردن
opinionatedly written
با قاطعیت نوشته شده
he opinionatedly dismissed the proposal as unrealistic and moved on.
او پیشنهاد را به طرز قاطعانه ای غیرواقعی خواند و به سمت دیگر رفت.
she opinionatedly insisted on doing it her way, even after feedback.
او با وجود بازخوردها اصرار داشت آن را به روش خود انجام دهد.
the host opinionatedly weighed in on the topic and dominated the discussion.
مجری به طرز قاطعانه ای در مورد موضوع اظهار نظر کرد و بحث را تحت سلطه خود درآورد.
he opinionatedly drew a hard line and refused to compromise.
او خطی سفت و سخت ترسیم کرد و از مصالحه امتناع کرد.
she opinionatedly took sides in the debate without hearing both arguments.
او بدون شنیدن هر دو استدلال در بحث طرفداری کرد.
the reviewer opinionatedly tore into the film for its pacing.
منتقد به شدت فیلم را به دلیل ریتم آن مورد انتقاد قرار داد.
he opinionatedly brushed off my concerns and changed the subject.
او نگرانی های من را نادیده گرفت و موضوع را عوض کرد.
she opinionatedly called the design a failure before testing it.
او قبل از آزمایش آن طرح را شکست خواند.
the manager opinionatedly laid down the rules and expected instant compliance.
مدیر قوانین را به طور قاطعانه تعیین کرد و انتظار داشت که فوراً اطاعت شود.
he opinionatedly blamed the team for the delay, ignoring the data.
او بدون توجه به داده ها، تیم را به دلیل تاخیر مقصر دانست.
she opinionatedly pushed back on every suggestion, no matter how small.
او با وجود کوچک بودن، در برابر هر پیشنهادی مقاومت کرد.
the columnist opinionatedly spoke out against the policy and urged reform.
روزنامهنگار با قاطعیت با این سیاست مخالفت کرد و خواستار اصلاحات شد.
speak opinionatedly
با قاطعیت نظر بدهید
argue opinionatedly
با قاطعیت بحث کنید
talk opinionatedly
با قاطعیت صحبت کنید
write opinionatedly
با قاطعیت بنویسید
judge opinionatedly
با قاطعیت قضاوت کنید
respond opinionatedly
با قاطعیت پاسخ دهید
comment opinionatedly
با قاطعیت نظر بدهید
rant opinionatedly
با قاطعیت غر بزنید
opinionatedly speaking
با قاطعیت صحبت کردن
opinionatedly written
با قاطعیت نوشته شده
he opinionatedly dismissed the proposal as unrealistic and moved on.
او پیشنهاد را به طرز قاطعانه ای غیرواقعی خواند و به سمت دیگر رفت.
she opinionatedly insisted on doing it her way, even after feedback.
او با وجود بازخوردها اصرار داشت آن را به روش خود انجام دهد.
the host opinionatedly weighed in on the topic and dominated the discussion.
مجری به طرز قاطعانه ای در مورد موضوع اظهار نظر کرد و بحث را تحت سلطه خود درآورد.
he opinionatedly drew a hard line and refused to compromise.
او خطی سفت و سخت ترسیم کرد و از مصالحه امتناع کرد.
she opinionatedly took sides in the debate without hearing both arguments.
او بدون شنیدن هر دو استدلال در بحث طرفداری کرد.
the reviewer opinionatedly tore into the film for its pacing.
منتقد به شدت فیلم را به دلیل ریتم آن مورد انتقاد قرار داد.
he opinionatedly brushed off my concerns and changed the subject.
او نگرانی های من را نادیده گرفت و موضوع را عوض کرد.
she opinionatedly called the design a failure before testing it.
او قبل از آزمایش آن طرح را شکست خواند.
the manager opinionatedly laid down the rules and expected instant compliance.
مدیر قوانین را به طور قاطعانه تعیین کرد و انتظار داشت که فوراً اطاعت شود.
he opinionatedly blamed the team for the delay, ignoring the data.
او بدون توجه به داده ها، تیم را به دلیل تاخیر مقصر دانست.
she opinionatedly pushed back on every suggestion, no matter how small.
او با وجود کوچک بودن، در برابر هر پیشنهادی مقاومت کرد.
the columnist opinionatedly spoke out against the policy and urged reform.
روزنامهنگار با قاطعیت با این سیاست مخالفت کرد و خواستار اصلاحات شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید