opulent

[ایالات متحده]/ˈɒpjələnt/
[بریتانیا]/ˈɑːpjələnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ثروتمند
فراوان
بسیار

جملات نمونه

the opulent comfort of a limousine.

راحتی مجلل یک اتومبیل لوکس.

their opulent and sybaritic lifestyle.

سبک زندگی مجلل و خودآرام‌طلبی آنها

his more opulent tenants.

مستاجان مجلل‌تر او

He lives in an opulent apartment but has no visible means of support.

او در یک آپارتمان مجلل زندگی می‌کند اما هیچ منبع درآمدی ندارد.

Jones, apparently feeling rather opulent that day, lit up a second cigar as soon as he had finished the first.

جونز، ظاهراً آن روز احساس ثروت زیادی می‌کرد، به محض اینکه اولین سیگار را تمام کرد، سیگار دوم را روشن کرد.

Blue Stone's sound resonates with ambrosial melodies, opulent piano interludes and seductive siren vocals;interweaving a tapestry of enigmatic story-telling.The music transcends from the speakers;

صدای Blue Stone با ملودی‌های Ambrosial، قطعات پیانو مجلل و صدای جذاب Siren همخوانی دارد؛ بافت‌بافی از داستان‌گویی مرموز را در هم می‌آمیزد. موسیقی از بلندگوها عبور می‌کند;

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید