orchestrates

[ایالات متحده]/ˈɔː.kɪ.strəts/
[بریتانیا]/ˈɔr.kə.strates/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل ترتیب دادن موسیقی برای ارکستر
v. ترتیب دادن یا هدایت عناصر یک وضعیت به منظور تولید یک اثر مطلوب

عبارات و ترکیب‌ها

orchestrates events

برنامه‌ریزی رویدادها

orchestrates efforts

هماهنگی تلاش‌ها

orchestrates change

هدایت تغییر

orchestrates projects

مدیریت پروژه‌ها

orchestrates teams

هماهنگی تیم‌ها

orchestrates solutions

ارائه راهکارها

orchestrates resources

مدیریت منابع

orchestrates activities

هماهنگی فعالیت‌ها

orchestrates processes

بهینه‌سازی فرآیندها

orchestrates communication

هماهنگی ارتباطات

جملات نمونه

the conductor orchestrates the symphony with great skill.

رهبر ارکستر سمفونی را با مهارت فراوان تنظیم می‌کند.

she orchestrates events to ensure everything runs smoothly.

او رویدادها را به گونه‌ای تنظیم می‌کند تا همه چیز به خوبی پیش برود.

the manager orchestrates the team's efforts to meet deadlines.

مدیر تلاش‌های تیم را برای رسیدن به مهلت‌ها تنظیم می‌کند.

he orchestrates the project from start to finish.

او پروژه را از ابتدا تا انتها تنظیم می‌کند.

the director orchestrates the film's production with precision.

کارگردان تولید فیلم را با دقت تنظیم می‌کند.

she orchestrates the marketing campaign to maximize reach.

او کمپین بازاریابی را برای حداکثر رسانه تنظیم می‌کند.

the teacher orchestrates the classroom activities effectively.

معلم فعالیت‌های کلاس را به طور مؤثر تنظیم می‌کند.

he orchestrates the negotiations between the two parties.

او مذاکرات بین دو طرف را تنظیم می‌کند.

the event planner orchestrates every detail of the wedding.

برنامه‌ریز رویداد همه جزئیات عروسی را تنظیم می‌کند.

she orchestrates her schedule to balance work and life.

او برنامه خود را برای متعادل کردن کار و زندگی تنظیم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید