orthopedic

[ایالات متحده]/ˌɔːθəˈpiːdɪk/
[بریتانیا]/ˌɔrθəˈpidɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به اصلاح ناهنجاری‌های استخوان‌ها یا عضلات؛ مربوط به شاخه‌ای از پزشکی که به اصلاح ناهنجاری‌ها می‌پردازد
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

orthopedic surgery

جراحی ارتوپدی

orthopedic doctor

پزشک ارتوپد

orthopedic brace

براس ارتوپدی

orthopedic clinic

کلینیک ارتوپدی

orthopedic treatment

درمان ارتوپدی

orthopedic shoes

کفش‌های ارتوپدی

orthopedic specialist

متخصص ارتوپد

orthopedic injury

آسیب ارتوپدی

orthopedic assessment

ارزیابی ارتوپدی

orthopedic therapy

درمان ارتوپدی

جملات نمونه

the orthopedic surgeon recommended physical therapy for recovery.

جراح ارتوپدی فیزیوتراپی را برای بهبودی توصیه کرد.

she bought orthopedic shoes to relieve her foot pain.

او کفش‌های ارتوپدی خرید تا درد پا را تسکین دهد.

orthopedic braces can help support injured joints.

ارتزهای ارتوپدی می‌توانند به حمایت از مفاصل آسیب‌دیده کمک کنند.

he specializes in orthopedic medicine for athletes.

او در زمینه طب ارتوپدی برای ورزشکاران تخصص دارد.

orthopedic conditions often require surgical intervention.

شرایط ارتوپدی اغلب نیاز به مداخله جراحی دارند.

the clinic offers a variety of orthopedic treatments.

کلینیک درمان‌های ارتوپدی متنوعی ارائه می‌دهد.

she consulted an orthopedic specialist for her back pain.

او برای درد کمر خود با یک متخصص ارتوپدی مشورت کرد.

orthopedic assessments are crucial for accurate diagnosis.

ارزیابی‌های ارتوپدی برای تشخیص دقیق بسیار مهم هستند.

he underwent orthopedic surgery to repair his knee.

او برای ترمیم زانو تحت عمل جراحی ارتوپدی قرار گرفت.

many athletes rely on orthopedic support for their injuries.

بسیاری از ورزشکاران برای آسیب‌های خود به حمایت ارتوپدی متکی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید