ounces

[ایالات متحده]/ˈaʊnsɪz/
[بریتانیا]/ˈaʊnzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع اونس، واحد وزن؛ مقدار کم؛ اونس، واحد وزن در سیستم‌های امپراتوری بریتانیا و عادات ایالات متحده

عبارات و ترکیب‌ها

five ounces

پنج انس

ten ounces

ده انس

two ounces

دو انس

three ounces

سه انس

one ounce

یک انس

four ounces

چهار انس

six ounces

شش انس

seven ounces

هفت انس

eight ounces

هشت انس

nine ounces

نه انس

جملات نمونه

she poured two ounces of olive oil into the pan.

او دو اونس روغن زیتون در تابه ریخت.

the recipe calls for eight ounces of cream cheese.

دستور غذا به هشت اونس پنیر خامره نیاز دارد.

he lost five ounces after starting his new diet.

او پس از شروع رژیم غذایی جدید، پنج اونس وزن کم کرد.

a standard coffee mug holds about twelve ounces.

یک فنجان قهوه استاندارد حدود دوازده اونس ظرفیت دارد.

she measured out four ounces of sugar for the cake.

او چهار اونس شکر برای کیک اندازه گیری کرد.

he drank sixteen ounces of water after his workout.

او بعد از تمرین خود شانزده اونس آب نوشید.

the bottle contains twenty ounces of soda.

بطری حاوی بیست اونس نوشابه است.

she added three ounces of lemon juice to the dressing.

او سه اونس آب لیمو به سس اضافه کرد.

he bought a bag that weighs eight ounces.

او یک کیسه خرید که وزن آن هشت اونس است.

the package includes ten ounces of pasta.

بسته شامل ده اونس پاستا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید