pounds

[ایالات متحده]/paʊndz/
[بریتانیا]/paʊndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد وزن معادل ۱۶ اونس؛ واحد پول در بریتانیا؛ ضربه یا برخورد سنگین
v. به شدت ضربه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

heavy pounds

پوند‌های سنگین

costs pounds

هزینه پوند

pounds lost

پوند از دست رفته

pounds gained

پوند اضافه شده

pounds to go

پوند باقی مانده

pounds of food

پوند غذا

pounds per week

پوند در هفته

pounds of weight

پوند وزن

pounds in cash

پوند به صورت نقدی

pounds of pressure

پوند فشار

جملات نمونه

i need to lose a few pounds before summer.

من باید قبل از تابستان چند پوند وزن کم کنم.

this package weighs five pounds.

این بسته پنج پوند وزن دارد.

he lifted a hundred pounds at the gym.

او صد پوند در باشگاه وزنه‌برداری بلند کرد.

she bought a bag of potatoes that weighs ten pounds.

او یک کیسه سیب زمینی خرید که ده پوند وزن داشت.

the price of the fish is ten dollars per pound.

قیمت هر پوند ماهی ده دلار است.

he gained twenty pounds over the holidays.

او در تعطیلات بیست پوند وزن اضافه کرد.

my dog weighs about fifty pounds.

سگ من حدود پنجاه پوند وزن دارد.

she lost a total of thirty pounds this year.

او امسال سی پوند وزن کم کرد.

the suitcase can hold up to 70 pounds.

آن چمدان می تواند تا 70 پوند را نگه دارد.

he has to carry fifty pounds of equipment.

او باید پنجاه پوند تجهیزات را حمل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید