outdone

[ایالات متحده]/ˌəut'dʌn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

outdone - پیشی گرفته، فراتر رفته.

جملات نمونه

didn't want to be outdone in generosity.

نمی‌خواستند در سخاوت سر از پا فتاده شوند.

not to be outdone, Vicky and Laura reached the same standard.

برای اینکه کسی از آن‌ها پیشی نگیرد، ویکتوریا و لورا به همان سطح رسیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید