underwhelmed

[ایالات متحده]/ˌʌndəˈwɛlmd/
[بریتانیا]/ˌʌndərˈwɛlmd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی‌توجه یا هیجان‌زده نشده

عبارات و ترکیب‌ها

underwhelmed reaction

واکنش ناامیدکننده

underwhelmed audience

تماشاگران ناامید

underwhelmed performance

اجای عملکرد ناامیدکننده

underwhelmed response

پاسخ ناامیدکننده

underwhelmed feeling

احساس ناامید

underwhelmed review

نقد ناامیدکننده

underwhelmed expectations

انتظارات ناامیدکننده

underwhelmed critics

منتقدان ناامید

جملات نمونه

i felt underwhelmed by the movie's ending.

من تحت تأثیر قرار نگرفتم از پایان فیلم.

many fans were underwhelmed by the concert performance.

بسیاری از طرفداران تحت تأثیر قرار نگرفتند از اجرای کنسرت.

she was underwhelmed by the hotel amenities.

او تحت تأثیر قرار نگرفت از امکانات هتل.

the product left me feeling underwhelmed.

محصول باعث شد احساس ناامیدی کنم.

his presentation was good, but i was still underwhelmed.

ارائه او خوب بود، اما من هنوز هم ناامید بودم.

after all the hype, i was underwhelmed by the new game.

بعد از تمام تبلیغات، من از بازی جدید ناامید شدم.

she expressed her underwhelmed feelings about the dinner.

او احساسات ناامیدانه خود را در مورد شام بیان کرد.

many viewers were underwhelmed by the season finale.

بسیاری از بینندگان از پایان فصل ناامید شدند.

he was underwhelmed by the job offer he received.

او از پیشنهاد شغلی که دریافت کرد ناامید شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید